بهراد ایکس

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

بهراد ایکس

بهراد خادم حقیقیان هستم. اگر می‌خواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم‌افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و این‌ها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر‌گذاری می‌نویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "کمی دربارهٔ من".

درضمن خوشحال می‌شوم که از این جعبه‌ٔ پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات

کنکور نامه ، اشتباهات من

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ

با سلام! راستشو بخواین میخواستم توی این پست راجب سیزده به در سال 94 که تصمیم به خودکشی گرفتم و چرا خودکشی نکردم و اینا صحبت کنم، ولی دیدم بهتره که توی سالگرد این اتفاق براتون این تجربه رو بنویسم.  توی این پست میخوام راجب اشتباهاتی که من در دوران کنکور خودم انجام دادم حرف بزنم. خودم به شخصه معتقدم نصیحت کردن بی فایدست و تنها انتقال تجربست که به آدم کمک میکنه؛ منم میخوام همین کارو بکنم. امیدوارم شمایی که چه کنکوری چه پشت کنکوری هستی این اشتباهاتو تکرار نکنی. پس شروع کنیم ...


اولین اشتباه من...

مقایسه

مطمئنن اگه کنکور نامه های منو دنبال کرده باشید، میدونید که راجب مقایسه (که به اشتباه بهش میگیم رقابت!) توی آخرای "جنگ بر سر استرس" حرف زدم. این اون نیست، اینی که من میگم یه چیزیه بد تر از این.
زمان که میگذره، به کنکور که نزدیک تر میشی، از بس با این و اون مقایست میکنن که آخرش خودتم خودتو با اونا مقایسه میکنی ... این خیلی بده ... خیلی بد ...
- [ناگهان اشک از گونه هایش جاری میشود...]
ما به نسلی تبدیل شدیم که موفقیت و خوشبختی دیگران برای ما عذاب آوره! موفقیت و خوشبختی ما هم برای دیگران ... کلن خودمون با خودمون درگیریم. شاید این یکی از دلایل جهان سومی بودن ایران باشه. اما علی الحساب چیزی که عیانه اینه که توی دوران کنکور خیلی از ما ها جهان سومی میشیم!
اون جوی که شما بهش میگی رقابت، رقابت نیست عزیز من، مقایسست. اولش تو رو با دیگران مقایسه میکنن و انقدر تو رو با این کار عذاب میدن که بهش عادت میکنی. وقتی هم که نیستن تو رو مقایست کننن، خودت این کارو انجام میدی...
دوست من، بزرگترین رقیب تو خودته، خودِ خودِ خودت ...

غم و غصه

دقیقن یادمه که توی پیش دانشگاهی (که بعدها فهمیدیم اسمش شده سال چهارم)، مواقعی که میرفتم مدرسه مدام غمگین بودم. برمیگشتم خونه غمگین بودم. توی مهمونی ها و دورهمی ها یه گوشه کِز میکردم و... . میگن آدمایی که افسرده و غمگینن زیاد میخندن، برای من هم همینطور بود. من زیاد میخندیدم ولی توی وجودم از بیخ و بن ناراحت بودم.
دلیل ناراحتیمم خیلی چیزا بود. از چیزای شخصی و خانوادگی بگیر تا کنکور و مدرسه و اینی که میگن " تو ایران مهندسا بیکارن" و "درس عاقبتی نداره" و... . همه اینها باعث میشد من رفته رفته سست تر بشم. و صد البته پدر و مادری که درکت نمیکنن و فکر میکنن تنها مشکل تو پوله. نمیدونن که تو به غیر از اون پول کوفتی به یکم محبت هم نیاز داری. من هنوزم که هنوزه حالم از مدرسه ای (که مثلن اسمش تیزهوشان بود) به هم میخوره.
این مورد و بقیه موارد باعث شد که من رفته رفته افسرده تر بشم و ذهنم آشفته تر بشه. آسیب روحی روانی که من توی اون برهه از زندگیم تجربه کردم با هیچ چیز درست نمیشه.
بالطبع هر آدمی سعی میکنه یه جور غم و غصه هاشو بروز بده، برای من این کار گوش دادن به رپ بود. یادمه مدام به آلبوم "آوار" از علی سورنا و "اشتباه خوب" از بهرام نورایی گوش میدادم و اشک میریختم باهاشون. فک کنم هر شب حداقل نیم ساعت قبل خواب به اینا گوش میدادم.
الآن که به گذشته نگاه میکنم، میبینم که یه احمق به تمام معنا بودم. اینی که رفته رفته غمگین تر میشدم این بود که به حرف دیگران اهمیت میدادم، همون افرادی که من اولویت آخرشون هم نبودم. ای کاش به جای گریه کردن و عذاب دادن خودم کمی بیشتر وقت خودمو صرف خندیدن و شاد بودن میکردم.
نگران نباشید بعد کنکور میفهمید کنکور اونقدرا هم چیز بزرگی نیست. بزرگتر که میشید میفهمید که اون امتحان ریاضی که توی سال دوم دبیرستان اونهمه براش درس خوندید و زحمت کشیدید هیچ تاثیری توی آینده شما نداشته. خیلی از چیزایی که الآن برات مهمن 5 سال دیگه کوچکترین ارزشی برات ندارن... غصه نخور ...

حذف تفریح

"باید کامپیوترتو جمع کنی"، "گوشی رو بزار کنار"، "چقدر میخوای بری بیرون؟ برو بشین سر دَرست"... اینا حرفهایی هستن که هر کنکوری از نزدیکا و پدرُ مادرش میشنوه. من هم از این قاعده مستثنی نبودم و  هر چی وسیله ی تفریح داشتمو حذف کردم. خیلی ها معتقدن که این کار کاملن درسته و سودشو در آینده خواهید دید. این حرف تا زمانی درسته که 2،3 ماه مونده به کنکور (که دوران جمع بندیه)  این کارو انجام بدی ، نه 12 ماه مونده به کنکور! اگه همه ی تفریحاتتو برای یه مدت طولانی از بین ببری و فقط و فقط درس بخونی، خیلی زود از دزس زده میشی و توی یه فازی قرار میگیری که من اسمشو گذاشتم خستگی روحی. (توی آخرای "از کی بشروع کنیم؟ روزی چقدر بخونیم" راجبش صحبت کردم.) برای من هم این اتفاق افتاد. من از مهر پیش دانشگاهی (حالا نزنید منو همون سال چهارم) همه چی رو گذاشتم کنار. توی دوران جمع بندی هم ضررشو دیدم. من پتانسیل اینو داشتم که توی دوران جمع بندی روزی 12 ساعت (با همون نظام جزا که توی همون پست گفتم بهتون) درس بخونم اما این مقدار هیچوقت بیشتر از 7 ساعت نشد. همش هم به خاطر خستگی روحیم بود. الآن که فکر میکنم میبینم اگه روزی نیم ساعت میرفتم پیاده روی یا یه گیم خاصی رو هر روز از ساعت 3 تا 4 بازی میکردم هیچ اتفاق خاصی نمیفتاد هیچ، خیلی هم بهتر میشد واسم.
البته توجه داشته باشید که این حرفها مقدمه افراط و تفریطتون نباشه. تفریح اندازه ای داره و هم به صفر رسوندنش اشتباست و هم روزی 10 ساعت تفریح کردن.
یادتون باشه که درس اولویتِ "اول" شماست، نه تنها اولویت شما.



دیر جمع بندی کردن و

رعایت نکردن ترتیب همیشگی تست زدن

از نظر من و خیلی از افراد کار بلد دیگه، بهترین زمان جمع بندی 3 ماه مونده به کنکوره؛ عده ای هم میگن که باید بعد عید کلن جمع بندی کنید. متاسفانه من 1.5 ماه مونده به کنکور جمع بندی رو شروع کردم و این کار من مرگبار ترین اشتباه من بود. من نتونستم همه ی درسها رو کامل و اون طوری که باید جمع بندی کنم و توی کنکور هم ضربشو خوردم. میتونم بگم ریاضی رو (که مهم ترین درس برای رشته ریاضیه) رو نتونستم خوب جمع بندی کنم و این حرف کمی نیست ... .
همین کار باعث شد که من سوالات اختصاصیمو از فیزیک شروع کنم به حل کردن و ریاضی رو نگه دارم برای آخر که خلاف عرف همیشگیم بود. چون من درسها رو به ترتیب از ریاضی شروع میکردم و آخرش با شیمی تموم میکردم. این تغییر رویه ناگهانی (اونم فقط برای روز کنکور) یک اشتباه به تمام معنا بود، نباید کاری رو که قبلن امتحان نکردم رو توی کنکور امتحان میکردم. ضرر این ماجرا برای من این شد که وقتی سوالای خیلی سخت فیزیکو دیدم، استرس گرفتم و این همه چیزو خراب کرد. از طرفی همین استرس باعث شد که در آخر برای ریاضی وقت کم بیارم و نتونم سوالای خیلی ساده گسسته رو جواب بدم.
یادتون باشه که روز کنکور، روز آزمون و خطا نیست! به هیچ وجه روش هایی رو که قبلن امتحان نکردین رو روز کنکور امتحانش نکنید!

فک کنم تا همینجا کافی باشه. اینها بزرگترین اشتباهات من بودن که باهاتون به اشتراک گذاشتم. خوشحال میشم اگه شما هم نظراتتون (یا اگه پَساکنکوری هستید تجربیات یا اشتباهاتتون) رو با من به اشتراک بگذارید. ممنونم که تا اینجاش منو تحمل کردید. فعلن!
  • ۹۵/۱۰/۱۸

کنکور

نظرات (۳۵)

  • لوسیفر زوبع
  • یادمه واسه کنکور هیچی نخونده بودم. آورده بودم 44 هزار.
    الان هم میفهمم اینجا آدم با درس خوندن هیچی نمیشه،4 سال عمرمو تلف کردم الهیات خوندم هیچی به هیچی. -_-
    پاسخ:
    درس هدف نیست، وسیله است. تا هدف نداشته باشی درسی که میخوره پشیزی ارزش نداره.
    راستش من هنوز 2 سال مونده تا کنکورم ....
    ولی یادمه سر امتحان فیزیک که دبیرمون گفت سوالامو سخت میارم(بعضیاشون عادت کردن به گفتن این)
    من و دوستام جو اون حرف رو گرفتیم و چیزای عجیب غریبی می گفتیم
    مثلا من با خودم گفتم اره دو روز فرجه دارم بجز خواب کلش رو می خوام بشینم درس بخونم
    دوستم هم داشت ساعتا رو جمع می زد!
    اونقدر رفته بودیم تو استرس سوالای سخت که نرسیدیم خود کتاب رو خوب بخونیم .
    تست قلم چی می زدیم و از روی کتابای قلم چی می خوندیم
    بعد روز امتحان...
    افتضاح شد
    بزور راضیش کردیم که یه امتحان دیگه بگیره
    و از همون روز فهمیدیم واسه ی یه امتحان نباید زندگی رو تعطیل کنیم و به جای درس خوندن از روی کتاب جزوه بخونیم و از روی کتاب کمک درسی حل کنیم یا کلا استرس یه حرف رو بگیریم .
    منم تیز هوشان قبول شدم ولی خب...
    آخرش نرفتم
    می دونستم جو اون جا جوریه که همش استرس به ادم تزریق می کنن و بچه ها همش رقابت می کنن با هم
    من همش دوهفته اون جا بودم
    ولی توی همون دو هفته خیلی چیزا دیدم و هر چی اونا رو به بقیه می گفتم باور نمی کردن
    وقتی رفتم مدرسه ی معمولی
    فهمیدم بجز اسمش فرق زیادی با مزایای تیز هوشان نمی کنه
    معلم همون جوری از روی کتاب درس می ده
    که توی تیز هوشان درس می داد
    البته بجز اینکه تا ساعت 2 ظهر نگهمون می داشتن
    من فرقی نمی دیدم توی زمینه ی درسی
    نمی دونم شایدم فرقی از نظر بقیه داشته باشه
    من دوهفته اون جا بودم
    شاید زود قضاوت کردم شایدم نه
    ولی کلا بین معلمای اون جا و مدرسه معمولی فرقی ندیدم
    به نظر منم اشتباهه که می گن فقط درس بخونید
    انگار براشون یه بهانه شده
    شاید یکی نرسه درسو بخونه و نمره ی خوبی بگیره
    جلوی همه بهش می گه شما ها همش می رین تو تلگرام و می رین گردش
    واسه همین نمرتون میاد پایین
    من روز قبل امتحان ریاضی که یه روز و نصفی بیشتر فرجه نداشت
    مادرم قلبش می گیره
    می بریمش بیمارستان
    خوب اینم یه اتفاقه
    بعد که اینو به معاون مدرسه گفتم حدس بزن چی گفت !
    گفت تو توی بیمارستانم باید کتابتو می بردی درستو می خوندی!
    اون جا بود که دوستام داشتن جلومو می گرفتن که بلایی سرش نیارم!
    منظره ی عجیبی شده بود...
    پاسخ:
    راستیتش این حرف شما (در مورد سمپاد و اینا) برای شهرستان ها تا حد زیادی درسته ولی برای تهران نه. توی تهران دبیرستان های تیزهوشان مبلغ های نسبتن هنگفتی رو میگیرن تا بعضی از معلمای نکته محور رو برای تدریس بیارن. یا مثلن دبیرستان هایی مثل انرژی اتمی که من شنیدم به ازای هر سال 16 میلیون (حداقل) پول میگیرن تا معلمای خاص رو بیارن.
    البته اینم بگما معلم فقظ وسیلست باید خودت بشینی بخونی. آدمی رو میشناسم باباش 12 میلیون خرج کلاس کنکور و اینا کرد آخرش رتبش در حدی بد بود که خجالت میکشید رتبشو بگه.
    من امسال بیش از هر موقعی تو زندگیم دچار استرس شدم وقتی میگم استرس منظورم فقط یه دلشوره و نگرانی نیست طوری میشم که حتی نفس کشیدنم برام سخته دهنم خشک میشه و رنگم کاملا میپره
    از طرف خانواده اصلا تحت فشار و اینا نیستم ولی نمیدونم چرا خودم انقدر وسواسی شدم مخصوصا که به آخر هفته ها میرسه و میبینم تعداد تستام دلخواهم نبوده افسردگی میگیرم و دچار سردرد میشم(البته جدیدا تا اینطوری میشم میرم خرید که خیلی جواب میده) باید تا الان درسای پیش یک رو جمع میکردم بعضیاشو فقط تونستم تازه اونم نه به طور کامل و عالی
    احساس میکنم همه ی زمانی رو که بایدو از دست دادم و خب مقایسه ماها چه بخوایم چه نخوایم از طرف مدرسه یا دیگران قضاوت میشیم
    پاسخ:
    اگه با یه برنامه خاصی میرید جلو چرا استرس میگیرید؟
    اشتباه شما اینجاست که میگید ب"یابد تا الآن پیش یک رو جمع میکردم.". نه خیر این اشتباهه و شما بعد عید باید جمع کنید. اگه از قبل عید جمع بندی کنید تا کنکور عملن چیزی یادتون نمیمونه.
    اگه اشتباه نکنم از الآن تا کنکور حدودا 5 6 ماه مونده. یه نفر که داوطلب ریاضیه با معلومات صفر شروع کنه به خوندن میتونه 10 هزار کشوری بیاره. شما که خیلی قبل تر شروع کردی ببین کجایی الآن.
    ولی آخرش استرس شما رو درک نکردم، مگه به تعداد تسته؟ من یادمه یه روز 2 ساعت فیزیک خوندم و توی اون دو ساعت فقط 4 تا تست حل کردم. اما عوضش کاملن قضیه رو فهمیدم و بعد اون مشکلی با مبحثش نداشتم. تعداد تست شاید برای درسای حفظی (مثلن زیست و دینی) خیلی اهمیت داشته باشه ولی برای شمایی که ریاضی هستی (اگه اشتباه نکنم) درک پیدا کردن از قضیه خیلی مهم تره. به شما توصیه میکنم توی بعضی درس های مفهومی (مثل فیزیک) تست های سخت هم حل کنید و برای دوران جمع بندیتون علامت گذاریشون کنید. زیاد هم نگران تعداد تست هایی که میزنید نباشید. شما اول باید به یه درک جامع از مبحث برسید بعد برید سراغ زمان گرفتن و این داستانا.
    [البته همه اینها زمانی به درد میخورن که برای زندگیتون هدف درست و حسابی داشته باشید وگرنه رتبه کنکور پشیزی ارزش نداره.]
    تا الان خیلی موفق بودم روی کنترل استرسم امیدوارم بازم بهتر بشم و تا روز کنکور به حداقل برسونمش
    بله خب من نظرم اینه که رو تعداد تسته حداقل توی درسایی که تست و تمرین بیشتر کار کردم یا یه منبع مناسبشو شناختم خیلی موفق تر بودم اما یکم با حرفتون درمورد عید امید پیدا کردم
    و همه ی دنیا میگن الان وقت جمع بندی پیش یکه حتی ضعیف ترین شاگرد دنیا هم همین نظرو داره.
    نمیگم بد بوده عملکردم توی دی ماه ولی بهترین خودم نبوده و ازین ناراحتم
    پاسخ:
    توی دوران جمع بندی شما اولش شروع میکنید به جمع کردن مطالبی که تا الآن خوندید و بعد از اون شروع میکنید به صورت آزمایشی کنکور بدید. روشی که خیلی خوبه و من حسرت میخورم چرا اون کارو نکردم روش سه روز یکباره. شما روز اول آزمون میگیرید و بعد از ظهرش اصلاح میکنید و فردا و پس فرداش شروع میکنید به رفع اشکال کردن درباره اشتباهاتتون در اون آزمون. احتمالن از 1.5 ماه مونده به کنکور این کارو شروع کنید. پس بدونید که (اگه از عید شروع کنید به جمع کردن) 2 ماه وقت دارید برای جمع بندی کردن همه مطالبی که خوندید و اگر هم مطلبی موند، میتونید توی دوران آزمون (1.5 ماه پایانی) هم روش وقت بگذارید( مثلن روز سوم رو به این کار اختصاص بدید.) منبع آزمون هاتون هم به خودتون بستگی داره ولی باید تفاوت سبک کنکور رو توی سال گذشته هم در نظر بگیرید. احتمال میدم انتشاراتی های مختلف کتابهای جدید تری توی این زمینه چاپ کنن.
    به هر حال زمان به نفع شماست. کافیه که سخت نگیرید!

    پست بعدی کی میاد؟
    پاسخ:
    اگه منظورتون کنکور نامه هست هنوز چیزی تو ذهنم نیست، شاید یه هفته یا بیشتر. چون درگیر امتحاناتم  پایان ترمم و دوشنبه هفته بعد آزاد میشم. 😁
    امتحانای ما که با فوت آیت الله رفسنجانی بیشتر طول کشید و یحتمل تا 5 شنبه امتحان داریم.
    امیدوارم امتحانای خوب و موفقیت آمیزی رو پشت سر بزارین
    #ترم_دومی
    پاسخ:
    ممنون، همچنین شما
    سال پیش که قرار بود کنکور بدیم من استرسم خیلی زیاد بود و بعضی وقتا ازبس درس میخوندم اوردوز میکردم و دو هفته ی بعدش هرکاری میکردم نمیتونستم به فاز درس خوندن برگردم. فروردین هم ک قرار بود قسمتی از درسایی که تابستون قبلش خونده بودم رو مرور کنم کلا درس نخوندم(شما فک کن یه کنکوری یه ماه کامل دست به کتاب نزنه) اردیبهشت و خرداد کل درسایی ک نتونسته بودم تو طول سال بخونم رو خوندم(کم نبود هآ!) و دقیقا از اول تیر شروع کردم به روش سه روز یکبار(حتی صندلی قرض گرفتم که رو اون بشینم امتحان بدم واس خودم) این روش بهم کمک کرد که تو حس کنکور برم و استرسم خیلی خیلی کم شد به حدی که روز کنکور هم مثل بقیه ی روز ها شد برام و کلا ریلکس بودم!
    رتبه ای هم که آوردم همونی بود که انتظارش رو داشتم و الان هم از رشته و دانشگاهم کاملا راضی ام!
    یه توصیه به دوستانی که قراره کنکور بدن: زیاد واسه خودتون سخت نگیرید و برنامه ریزیتون رو طوری انجام بدید که بازدهتون رو بیشتر کنه نه ساعات مطالعه. ممکنه یکی 12ساعت در روز درس بخونه و رتبش از اونی که 7ساعت میخونده بدتر باشه. عاقلانه تصمیم بگیرید احساساتی نه!
    با آرزوی موفقیت برای همه
    پاسخ:
    ممنونیم از مصطفی.
    یلد
    اه که مامان منم خیلی میگه که زشته دوستت که از 5سالگی باهاش دوستی دکتر شه و تو زیردستش... و این دوستم سمپاد درس میخونه و واقعا ساعت مطالعه و تراز قلمچیش بالاست...
    پاسخ:
    به عنوان یه سمپادی می‌گم که سمپادی بودن توی رتبه کنکور تاثیرگذار نیست. باید تمرکزت رو پیشرفت خودت باشه!
    من تازه شروع کردم ...فارغ التحصیل رشته تجربی......امیدی هس قبول شن یه رشته مثل پرستاری
    من تازه شروع کردم ...فارغ التحصیل رشته تجربی......امیدی هس قبول شن یه رشته مثل پرستاری
    سلام من 2 3 سال دیگه کنکور میدم معلم های ما یه سری کتاب مثل خیلی سبز رو که همه تعریف میکنن به من پیشنهاد کردن من اصلا نمیتونم با این کتاب ارتباط بگیرم به هرکسم میگم میگه بهونه است بشین سر درس و مشقت من امسال که کلاس ها مجازیه نه از کتاب لذت میبرم نه لذت داشتن دو تا دوست یا دیدن معلم هام و مدرسه رفتن رو دارم همش تو خونم و حالم خیلی بده و نمستونم درس بخونم و دارم مریض میشم توروخدا هر کی میتونه بگه من چی کار کنم بدون کلاس معلم درست و حسابی انگیزه ......
    پاسخ:
    در قسمت‌های دیگهٔ کنکورنامه به این قضیه پرداخته شده. 
    سلام بلاگر جان
    من کنکوری ۱۴۰۰ هستم ممنونم بخاطر تجربه نامه ات خیلی مفید بود من امسال کنکور دارم تجربی هم هستم نصفع و نیمه خونده نخونده مطالفه کردم قطعا متوجه ای که می میگم مدریه امتحانات ترم اولم تموم شد امروز و من شاد و وات و تل و دلیت اکانت زدم و تل ام و گذاشتم رو لپ تاپ که گاهی با دوستام حرف بزنم افسردگی نگیرم خیلی میترسم خیلی استرس دارم ن استرس بد استرسی که میگه خدایا ۵ ماه مونده خدایا ینی میشه من میتونم ؟ از صفز ؟ خدابا اگه تلاش کنم مداوم بخونم پی ؟ خلاصه که درگیر درونمم نمیخوام بهش فکر کنم فقط میخوام تلاش کنم فقط میخوام مداوم لخونم فقط میخوام این ۵ ماه لنتییییییی و بخونم من عاشقشم پس میتونم یه عاشق هیچ وخ خسته نمیشه همش از خدا میخوام بهم کمک کنه و اراده و روحیه ام و قوی تر کنه هرکی این پست و میخونه و پیام من و از ته دل برام دعا کنه ایشالا کنکور ۱۴۰۰ رشته مورد علاقم و قبول بشم و سرافراز کنم خودم و ایشالا اگ قبول شدم میام همینجا خبرش و میگم بهتون دعا کنید برام که مسیرم سخته ....ممنونم (Mastan)
    پاسخ:
    معلومه که دیر نیست! استرس و نگرانی وضعت رو بدتر می‌کنه. توی پست‌های دیگه هم نکاتی رو گفتم که امیدوارم کمکت کنه.
    سلام . به نظر شما حذف مطالب از چه زمانی منطقیه ؟ [ میدونم سوالات ترکیب میشه اما زمانی که زمان نیست راه دیگه ای به نظر نمیاد .]
    پاسخ:
    فکر نکردم در این باره. به نظرم باید بر اساس دفعات تکرار سوال تصمیم گرفت. 
    سلام..چقدر خوشحال شدم یعنی بهتره بگم ناراحت شدم که یک همدرد سمپادی مثله خودم دیدم..واقعا سخته و فقط انتظارات رو ازت بالا میبره..من خودم درسم افتضاحه و اصلااا نمیخونم ولی دختر خاله و دوستام همش فکر میکنن که من میخونم و یک ریز درحال بازجویی کردن از من هستن...فکر میکنن که اگه میگم نمیخونم دارم دروغ میگم ...واقعا خستم خسته از اینکه هم گند زدم به تفریحاتم هم درس خوندنم..خسته از اینکه مامان و بابام فکر میکنن من دارم درس میخونم اما هییییچ..فقط دارم خیانت میکنم به خودم به اینده ام به مامان بابام ...و بد تر از همه اینکه خودم میدونم تنبلم و خیلیم از این موضوع ناراحتم ولی نمیدونم چرا هیچکاری نمیکنم ...واقعا دلم واسه اون دختری که قبلا بودم تنگ شده کسی که مدام درحال خوندن کتابهای رمان بود قلم نقاشی از دستش نمیفتاد مضراب تار همیشه توی کیف چرم اویزون به گردنش بود و به کل دنیا میخندید...ولی الان حتی علاقه م رو به همه ی رویاهام و تموم این چیزایی که گفتم ازدست دادم همینایی که یه روز بدونشون شب خوابم نمیبرد... واینکه من درسمم خوب بود ولی الان حتی یک صفحه کتابم نمیتونم بخونم...ببخشید زیاد حرف زدم واقعا احتیاج داشتم با کسی درمیون بزارم
    کنکور خیلی بده
    سلام من سال۴۰۱کنکور دارم با ابن آموزشات مجازی فکنم ۵ماهه اصلا درسی نخوندم هروز تصمیم میگیرم شروع کنم ولی بارم نمیتونم ...دیرشده به نظرتون؟
    پاسخ:
    نه، هنوز کلی وقت داری.
    کلی تو دلم غصه ی
    ازخودم دلگیرم
    از بی نظم بودنم
    ازتلاشای بی نتیجه
    ازهمه چی
    کاش خوب شود آخراین قصه ی تلخ.
    سلام منم سمپادیم وکنکور۱۴۰۱بگم که استعداهای من انقدزیادبودن که فقط میگم خدایا شکرت ولی میدادی یکی که باهاش به یه جایی برسه من دهم خیلی درسخون بودم انقد تلاش کردم تا قبول بشم توشهر سوم شدم دوم قبولیای تیزهوشانم شدم واقعا ذوقشو داشتم و خیلی خداروشاکرم که تلاشام نتیجه داد ولی ازوقتب اموزش مجازی شد ازدرس متنفر شدپ چکارکنم؟؟؟دارم می میرم
    پاسخ:
    آدم‌ها برای این که خسته نشن از چیزی باید یه چرا داشته باشن. چیزی که به کارشون معنا بده و هدفشون رو قابل تحمل کنه. کسی که چرا داره هر چگونه‌ای رو تحمل می‌کنه. 
    سلام . من رشته ام ریاضیه . سال دوازدهم . از امروز تا کنکور 55 روز مونده و من هیچی نخوندم :/ منی که تو کل این دوازده سال همیشه شاگرد اول کلاس بودم ولی از وقتی کلاسا مجازی شد هیچی نخوندم . اگه هم خوندم شب امتحان بودع و خیلی کم ... واقعا این روز ها دارع برام سخت میگذرع . ولی میخام شروع کنم کاری هم ندارم که میشه یا نمیشه . دیگه بسه این همه تنبلی و درس نخوندن . از تابستون تا حالا برنامه ریختم و انجام نداده یا 2 روز دادم و ول کردم . ولی این دفعه دیگه چیزی برا از دست دادم ندارم . باید هم برا کنکور برنامه ریزی کنم و هم امتحان نهایی . که هر دوتای اینا کنار هم خیلی سخته ولی من از پسش بر میام :)نمیدونم امتحان نهایی تعویق میخورع یا نه ( البته کاش عقب بیوفته ) ولی خب دیگه چاره جز ادامه دادن ندارم . نمیخام تسلیم بشم تا لحظه اخر تلاش میکنم . قول میدم . این راند اخر رو هم مبارزه میکنم شاید نجات در همین بود ...
    خیلی نوشتم دیگه ... امیدوارم برا یسری هم انگیزه شر.ع شده باشه

    بعد کنکور میام همین جا رتبه و نتیجه رو مینویسم. برام دعا کنین.. :)))

    سلام.....من الان که نگا میکنم به خودمو کارام و کوتاهی هام بدجوری میشکنم ...تو خودم میرم....بس که کوتاهی کردم ...هنوز جمع لندی نکردمو 24روز دیگه کنکوره. ...درسم خوبه ..ولی 60روزه درستو حسابی نخوندم...جمع بندی نکردم.....جازدم و بریدم ...میشه یکم انگیزه بدین اگه بدین من واقعا میتونم تو همین 20روز رتبمو زیرو رو کنم
    سلام.....من الان که نگا میکنم به خودمو کارام و کوتاهی هام بدجوری میشکنم ...تو خودم میرم....بس که کوتاهی کردم ...هنوز جمع لندی نکردمو 24روز دیگه کنکوره. ...درسم خوبه ..ولی 60روزه درستو حسابی نخوندم...جمع بندی نکردم.....جازدم و بریدم ...میشه یکم انگیزه بدین اگه بدین من واقعا میتونم تو همین 20روز رتبمو زیرو رو کنم
    پاسخ:
    تو می‌تونی، من به تو ایمان دارم. 
    مسیر موفقیت از قدم‌های کوچیک درست شده، یه قدم کوچیک بردار ولی متوقف نشو.
    سلام دوستان......اگه کسی هست که پیاممو بخونه بدونید من سخت از اشتباهاتم پشیمونم....اشتباهاتی که فقط چون دلزده شدم شکل گرفت.......اگه امسال رتبه نیارم بدجوری شرمنده میشم چون امکاناتشو داشتم ولی سخت بی تجربه بودم.......اصلا نیازی به اون همه خوندن پارسال نداشتم.....امسال که باید میترکوندم بدجوری .....اگه من رتبه نیارم که به احتمال زیاد دیگه نمیشه....بدجوری غرورم میشکنه ....البته به درک صد بار گفتم حقمه ولی وقتی میدونم ازم توقع دارن همه .....خیلی ناراحت میشم ...وقتی فکر میکنم که بدون هیچ فیلمو ویدبویی تمام ریاضی دوازدهمو خودم کار میکردمو یاد گرفتم اخه شاد برام فیلما باز نمیکرد....دلم میگیره میگم حق اون دختری که اینقدر روکار بود جا زدن نیست...از طرفی خابم زیاد سده وقتی از خاب بیدار میشم تازه میفهمم چند ساعت به خاب عمیق رفتم بغض میکنمو تو خودم میذم اخه دست خودم نیست....اومدم بگم من قوول میدم کمتر بخابم..اومدم اینجا که تونستم با شما مشکلمو درمیون بزارم بگم ...سخت میخونم ...شاید هرروز یه گشایش تو کارم باشع.....اومدم بگم چه خوبه برا من کنکوری که نمی تونم مشکلمو به خانوادم بگم ...یه همچین حایی هست که بیامو دردو دل کنم....اگه کسی پیاممو میخونه. .ازش میخام بعد نمازش یا همین الان چشمشو ببنده یه صلوات بفرسته و بگه خدا این قرار بود تک رقمی بیاره الان کمکش کن ....الان به کمکت سخت محتاجه .....اشتباه کرده پشیمونه تو تنهاش نزار و دستشو بگیر ......ممنونم دوستان از همتون ارزو موفقیت و سربلندی دارم برا همگی کوچیک شما یه بچه کنکوری تنها
    سلام دوستان ...چرا کسی چیزی نگفته ..بلاگر عزیز...میشه هرکی پیاممنو میبینه...یه چیزی بگه من 20روز دیگه کنکورمه به شوق اینکه یه چیزی گفته باشید هی اینجارو چک میکنم....
    ................هرکی پیاممو میخونه ...یه ذره حس خوب منتقل کنه.....خواهش میکنم و سخت منتظرم
    سلام عزیزم اتفاقی کامنتتو خوندم
    اولین ایرادی که می تونم بهت وارد کنم اینه که از دیگران انتظار داری
    این که میگی مکررا آمدی اینجا و چک کردی که کی چی میگه نشونه ی خوبی نیست اینکه انتظار رتبه ی تک رقمی از خودت داری بهت حتما در مسیرت ضربه میزنه نه از جهت اینکه بگم تواناییش رو نداری خیر از حیث این میگم که انتظار و موفقیت مثل یه عدد هستن که انتظار در مخرج اون و بازده ی موفقیتت در صورت اون قرار میگیره
    هر چقدر از خودت و اطرافیانت انتظار داشته باشی موفقیتت پایین تر میاد و دچار احساس هراس و ناامنی میشی.
    برای شروع دوباره نمیخواد یک انگیزه ی طوفانی داشته باشی که قطع به یقین در ادامه مسیر مثل یک بمب تو رو میترکونه یادم میاد وقتی که میخواستم برای کنکور شروع کنم و بخونم به شدت بی انگیزه بودم
    اما کم کم شروع کردم
    اگه تستی رو درست میزدم چنان دچار وجد میشدم که به خودم می گفتم پس بقیه رو هم میتونم نمی دونم رشتت چیه و اگر نمی دونی میتونی توی اینترنت راجع به خود تنظیمی مثبت سرچ کنی
    من فکر می کنم انگیزه برای ادامه مسیر درست مثل خودتنظیمی مثبت عمل می کنه اینکه با یک تست درست انگیزه بگیری تا بتونی یک تست دیگه رو هم بزنی خیلی خوبه و همین باعث میشه به مرور زمان دچار انگیزه ی بیشتری بشی(تلاش کن با موفقیت های کوچیک برای خودت انگیزه بیشتری ایجاد کنی)
    گفتی دوماهه که نخوندی
    خب خیلی عقب نیوفتادی که:)
    رتبه ی ۸ کنکور ۹۸ سه ماه از سال کنکورش رو خوب نخونده بود اما هرگز نا امید نشد.
    جدا از همه ی اینا من با کنکوری های زیادی امسال در تعامل بودم و باید بگم عموما چیزی سرشون نمیشه:)
    یکی دو نفرو میشناسم که چیزی به غیر از زیست و شیمی دست نزدن(تازه همونا رو هم نصفه و نیمه)
    البته که مقایسه کردن کار خوبی نیست و تو باید از حیث توانایی و پتانسیل خودت همه چیز رو بسنجی ولی خب گفتم که بدونی!
    اما یک چیزی که از همه ی همه ی این ها مهم تره
    کنکورو اینقدر برای خودت برجسته و بولد نکن که به خاطر یه عدد بی ارزش غرورت بشکنه. موفق باشی عزیزم
    پاسخ:
    صد آفرین.
    سلام ...ممنونم miss s عزیز...نظرتونو خوندم...و ایرادی که گرفتین ....و تمام نظرتون رو قبول دارم. .....متوجه اشتباهم که اوردن رتبه تک رقمیه ..و..شدم.
    و چه تشبیه قشنگی کردین...دقیقا از روزی که من گفتم بااااید تک رقمی بیارم خوندنم متوقف شد....ولی این دو سه روز نمیدونم چرا خیلی ریلکس شدم ...نه اینکه نخونم اینکه میگم هرچی میخاد اتفاق بیفته ...میفته...
    انتظار داشتن از دیگرون ...و توقع داشتن از خودم و توقع دیگرونو نسبت به خودم بالا بردم ..شد بزززززرگ ترین اشتباه من ...اینم از تجربه من انشالا برا دیگرون مفید باشه
    صد آفرین
    هزار و سیصد آفرین
    دختر خوب و نازنین
    فرشته ی روی زمین..
    یادش به خیر معلم کلاس اولم این شعرو همش زیر املاهام می نوشت..
    یاد اون افتادم!
    پاسخ:
    و کماکان من نفهمیدم شما کی هستید. :))))
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام ، منم دقیقا الان توی بدترین شرایط زندگیم هستم ، لعنت به کنکور ، ******* **** **** **** ***** *** ** *** ***** 🚶🏻‍♂️
    پاسخ:
    بعد کنکور می‌فهمی که واقعا اون‌قدرا هم چیز بزرگی نبوده. و دیگه از این حرف‌ها نزن. 
    خب من امسال اولین کنکورمه ، ولی خب از لحاظ روحی و روانی اونقدری داغون بودم که نتونستم مطالعه کنم من مشکل کمالگرایی و وسواس هم دارم 😞 ولی نمیدونم موقع اعلام نتایج چی بگم ، بابام فکر میکنه من امسال قبول میشم 😭
    بعد اینکه من تحت تاثیر جو قرار گرفتم و اومدم تجربی ، من میخاستم برم ریاضی ولی خیلیا مخالفت کردن ، الانم هیچ هدفی ندارم و همینا هم باعث شده که بی انگیزه شم ، بهراد بنظرت من چی کار کنم ؟ اگه تونستی راهنماییم کن 🙏🏻💙
    پاسخ:
    اگه تصمیم گرفتن دربارهٔ زندگی به سادگی نوشتن یه پاسخ برای یه نظر بود که این همه آدم مشکل نداشتن تو کل دنیا. داشتن؟
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام
    من دو روز دیگه کنکور دارم
    به خاطر تنبلی و خستگی روحی جمع بندی درست حسابی نکردم و جسته گریخته مطالبو یادمه
    ****** **** ****** ***** *** **** ****** *** * ****** ***** *** ****** ** **** ***** ***** ***
    همه فک میکنن من میتونم رتبه خوبی بگیرم با اینکه معدل متوسطی دارم و تلاش کمی کردم
    میتونستم و تلاش نکردم و دارم حرصش رو میخورم. *** ***** *** **** *** ** ***** ** ******
    شایدم دوباره بشینم و از نو شرو کنم نمیدونم
    به هر حال از هر فرصتی که دارید استفاده کنید تا از دستش ندید و بعدا حرصشو نخورید
    پاسخ:
    واقعا کنکور این غولی که تصور می‌کنید نیست و واقعا ارزش این کارها رو نداره. زندگی پر پیچ‌و‌خم‌تر از این حرف‌هاست. شما هنوز بیست سالت نشده بعد فکر می‌کنی یه آزمون سه چهار ساعته سرنوشتت رو مشخص می‌کنه؟!
    سلام
    من امسال کنکور دارم...هیچی از دروس تکنیکی حالیم نیس...درسا رو میخوندم،ولی مفهومی ن،حفظشون میکردم و میدونستم معلم قراره چی بیاره
    غیر از درس تو شناختن ادما ی استعداد خاصی دارم ینی میفهمیدم کدوم بخش برا دبیر مهم تره همونجاها رو حفظ میکردم و نهایتا بهتر از همه نمره میاووردم
    امسال ک دفترچه کنکوریا رو دیدم انقد عصبی شدم سردرد شدید گرفتم .
    هی میرم سمت خوندن ولی نمیدونم چرا وقتی ی سال هنو زمان دارم باز فکر میکنم قرار نیست رتبه ی خوبی بیارم
    بدترین قسمتشم اونجاس ک همه بخاطر نمرات عالی قبلیم ازم انتظار بالایی دارن
    ب خصوص پدرم ک وقتی میبینم چطور بهم اطمینان داره ک رتبه ی حتی تک رقمی میارم میخام کلمو بکوبم ب دیوار
    حفظ نکنید،مطالبو مفهومی بخونین اون وقت هر چقد سوالو بپیچونن و چپ و راس کنن شما بازم بلدین
    سلام دوستان...کنکورمو دادمو نتیجشو گرفتم......خاستم فقط بگم تموووم خستگی ها ..شب بیداری ها...تنهایی ها سختی کشیدن ها..بی خابی ها.....تمووووم تموووومش ....در قبال لحظه ای که با دیدن رتبت...اشک شوق تو چشت جمع میشه..هییییییییییییییچ هست. و البتههههههههه تمام نخوندنا و کوتاهی ها.و خوشگذرونی ها ...........به یک ثانیه حسرت بعدش نمیییییییرزه......به خودتون بیاین...از خاب غفلت بیدارشبن.....به خاطر یک سال سختی کشیدن ...عمری حسرتو انتخاب نکنید.....من الان غم عالم توگلومه.......کاااااش کاااااااااش همه تلاشمو کرده بودم.کااااااااااااااااش..........................وقتی نتیجه اعلام میشه ......اونوقت شما میمونیدو نگاهایی که پراز سرزنشه...نگاه پدرو مادری که ....پراز غمه و با ناامیدی نگاهتون میکنن....رتبه ی کسی که تلاش کردهو نتیجه گرفته به گوشتون میرسه......و شما نمیدونید از شدت شرمندگی چ کنید....شرمنده بودن در قبال خانواده...شرمنده بودن در قبال وجدانتون.....شرمنده بودن در قبال ایندتووووووون.چرا که میدونید ..خبررتبه شدن دیگرووون.......حس قبطه ای برای خانوادتون ایجاد میکنه...و شما مسبب اون حس هستید.........
    تلااااااااش کنید....تلاش......اگه تلاشتونو بکنید حتی اگه بدترین نتیجه رو بگیرید از خودتون راضی هستید...و این عالیه.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.