بهراد ایکس

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

بهراد ایکس

اگر می‌خواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم‌افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و این‌ها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر‌گذاری می‌نویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "بیوگرافی".

درضمن خوشحال می‌شوم که از این جعبه ی پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات

حراجمعه، تجربه‌ای نه چندان خوب...!

پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۳۰ ب.ظ

بامیلو مدت‌ها بود که توی تهران تبلیغات گسترده‌ای رو برای طرح «حراجمعه» (که کپیِ وطنیَ Black Friday هستش) رو انجام می‌داد. من هم که تا حالا تجربه‌ خریدی از بامیلو نداشتم خواستم امتحان کنم ببینم چه شکلیه این قضیه و توی این پست هم راجب این تجربه نوشتم! اما بعدها فهمیدم طرح دیجیکالا (که اسمش جمعه به خرید) بود هم بعضی از همین مشکلات رو داشته!

مقصد من رفتن است، با نرسیدن خوشم

پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ

با سلام دوباره خدمت شما دوستان، این چند ماهی که نبودم خلأ عجیبی رو در خودم احساس می‌کردم. تصمیم گرفتم که برگردم. اما با چند تفاوت:

  • بیشتر سعی می‌کنم شبیه آدم بزرگا بنویسم! دیگه سعی می‌کنم متن‌های خودمونی و نق‌های همیشگیم رو کمتر و کمترشون کنم. می‌خوام به تجربه‌های جدیدتری توی نوشتن برسم.
  • متن‌ها و مقاله‌های آموزشی بیشتری قرار می‌دم. من عادت کردم تا هی بخونم. می‌خوام از این به بعد مقاله‌ها رو یا خودم بنویسم یا از اینور اونور ترجمشون کنم. این مقاله‌ها رو همزمان از اینجا و هم از سرویس ویرگول منتشر می‌کنم تا مخاطب بیشتری رو جذب کنم. خوشحال می‌شم نوشته‌هام به دیگران کمک کنه.
  • سعی می‌کنم در روز‌های آتی قالب جدید‌تر و بهتری انتخاب کنم. احتمالش هست کلن بیان رو ترک بگم و یه سایت مستقل با وردپرس راه‌اندازی کنم چون بیان اونقدرا هم بستری برای متخصصین و اهل قلم نیست...
و همین! ممنون می‌شم همراهم باشید!
فعلن خدانگهدار.

پ.ن1: آخه چرا فقط یکی از قالب‌های بیان واکنشگراست؟! :((
پ.ن2: به لطف ایزد منان دامنه ما هم وصل گردید. :) از این به بعد با آدرس BehradX.ir در خدمتتونیم!

موقتن بدرود

يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۵۷ ب.ظ

به علت درگیری و مشغله نمی‌تونم تا یه مدتی توی وبلاگم بنویسم. وبلاگ رو حذف نمی‌کنم چون چیزهایی توش نوشتم که ممکنه به درد بعضیا بخوره. توی این مدتی هم که نیستم هر از چندگاهی سر میزنم برای خوندن کامنت ها و....

ایسنتاگرامم رو موقتن غیر فعال کردم. ولی کماکان توی توییتر هستم. اسپاتیفای هم که جای خودشه! می‌تونید پلی‌لیست‌های پابلیکمو ببینید.

امیدوارم این کار به تمرکز فکری و کاریم بیشتر کمک کنه.

فعلا بدرود دوستان!

(ولی زود برمی‌گردم!)

  • ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۷

تفاوت‌ها را درک کنیم

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۳ ب.ظ

اینکه خاطره‌های مزخرف شما برای من خنده‌دار نیست یا این که دم به دقیقه با عینک دودی تقلبی و ژست‌های مزخرف سلفی نمی‌گیرم و آن را "استوری" نمی‌کنم جرم نیست. اینکه شما از ترکاندن ترقه لذت می‌برید ولی من هیچ حسی به آن صدا ندارم هیچ عیبی را به من نسبت نمی‌دهد. این که به جای دانلود موزیک ویدیوهای تیلور سویفت و سلنا گومز و... صبح تا شب دنبال اخبار فناوری و تکنولوژی‌های جدید هستم، نقص نیست. اینکه از دختربازی و صبح تا شب دنبال ناموس دیگران بودن لذت نمی‌برم جرم نیست. ببخشید که من "لاکچری" یا "شاخ" نیستم، این منم... شما که هستید؟ مطمئنید خودتانید؟!

شما در بهترین حالت یک عروسکید که درونش را به جای احساس یا منطق، با پِهِن پر کرده‌اند. چیزی که شما نام آن را "حیات برتر" یا "لاکچری لایف" می‌نامید یک بیماری روانیست...

ای کاش تفاوت‌ها را درک کنیم. ای کاش قبل از این که درباره دیگران قضاوت کنیم کمی هم به آینه نگاهی بیندازیم.

ای کاش درمان شویم ... ای کاش، ای کاش، ای کاش ...

چرا و چگونه؟

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۹ ب.ظ

به عنوان کسی که ادای وبلاگ نویسها را در می آورد هرگز درکتان نمیکنم. چطور دردهایتان را، نداشته ها و حیرت هایتان را، عشق ها و نفرت هایتان را بدون پروا مینویسید. چطور از قضاوت های دیگران هراسی ندارید؟ چطور در مورد افکار دیگران نگران نیستید؟

چطور انقدر راحت دل میبندید؟ چطور انقدر راحت دستهای یکدیگر را میگیرید و خیلی راحت هم دل میکَنید؟ انکار نه انگار که احساسی هست... (حتی در هورمونی ترین و مادّی ترین تعریفاتش)

چطور انقدر راحت صمیمی میشوید؟ چطور انقدر راحت اعتماد میکنید؟ چطور انقدر راحت پشت میکنید؟ چطور انقدر راحت خیانت میکنید؟

چطور انقدر راحت قضاوت میکنید؟ چطور انقدر راحت میکوبید و خرد میکنید؟ چطور چطور چطور ... ؟

ای کاش ظلم لذت نداشت ...

کنکور نامه ، کنکور چه شکلیه؟

جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ

با توجه به این که توی دوران جمع بندی هستین و روز به روز کنکور نزدیک میشیم، به صلاح میدونم که یکم راجب روز کنکور و روز قبل و بعدش صحبت کنم. همین اولش اشاره میکنم که من رشتم ریاضی بوده و روز جمعه (بر خلاف تجربی ها که پنجشنبه کنکور دادن) کنکور دادم. پس تجربیات من ممکنه بیشتر به درد مهندسای آینده بخوره تا تزریقاتی های آینده! هدف پست هم کاهش دادن دلشوره های شماست؛ پس تا آخرش بخونید! پس شروع کنیم :
  • ۲ نظر
  • ۰۵ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۰