بهراد ایکس

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

بهراد ایکس

اگر می‌خواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم‌افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و این‌ها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر‌گذاری می‌نویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "بیوگرافی".

درضمن خوشحال می‌شوم که از این جعبه ی پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات

بد بود، خیلی مزخرفه!

دوشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۳۲ ب.ظ
چند وقت پیش هم کلام دوستی قدیمی بودم که یکهو گفت: «حامد همایون خیلی مزخرفه». گفتم: «من هم طرفدار حامد همایون نیستم ولی چرا میگی بده؟ تو موزیسینی؟ تو عمرت تا حالا ساز زدی؟ کلاس خوانندگی رفتی؟...» از گارد گرفتنم ترسید و چشم‌هایش درشت‌تر شد. ادامه دادم:‌«تا حالا مقاله‌ای تو زمینه موسیقی خوندی؟ اصلن می‌دونی نُت چیه؟ دوماژور شنیدی تا حالا؟...»
گفت: «نه». گفتم: :«پس چرا توی زمینه‌ای که هیچ سررشته‌ای توش نداری الکی اظهار نظر می‌کنی؟ تو از کجات میگی که حامد همایون بده؟ تو فقط می‌تونی بگی: خوشم نیومد، با سلیقه من همخوانی نداشت و قص علی هذا. بلکه شجریان حامد همایون رو گوش داده و پسندیده، اون موقع چی می‌خوای بگی؟»

یاد بگیریم اینی که در مورد هر چیزی اظهار نظر می‌کنیم کار مثبتی نیست! حق ماست، قبول، ولی این بدان معنا نیست که حق قضاوت دیگران را داریم.

یاد بگیریم به جای این که بگوییم: «حامد همایون خیلی بد می‌خونه.»، بگوییم: «از آهنگ‌های حامد همایون خوشم نمی‌آد!». به جای این که بگیم: «فلانی خیلی استاد بدیه»، بگیم: «از فلان استاد خوشم نمی‌آد!»


این که چه شد این را نوشتم برمی‌گردد به این ویدئو که پس از ماجرای تغییر نام خیابان کارگر شمالی به مصدق در شبکه‌های احتماعی پخش شد.
در این ویدئو قسمت‌هایی از یک واقعه تاریخی برای چند نفر از مردم عادی تعریف می‌شود و ما شاهد قضاوت آنی مردم هستیم! آنگونه که در ویدئو گفته می‌شود، محمد مصدق به مملکت خیانت کرده و عامل کشتار مردم تنگستان بوده.
به این که آیا این ادعا درست بوده یا خیر کاری نداریم؛ هر چند که شواهد تاریخی نشان می‌دهد که ظاهراً اینگونه نبوده. (بخوانید: مواضع سیاسی دکتر مصدق از مشروطه تا مجلس چهاردهم) آیا بهترتر نبود مردم به جای آن که فوراً مصدق را خائن خطاب می‌کردند، می‌گفتند:«منبع شما چیه؟ از کجا معلوم حرفی که می‌زنید درسته؟ از کجا معلوم واقعن مصدق این حرف را گفته و سخنان ایشون تقطیع نشده؟ مورخان در این زمینه چی گفتن؟ و...». بهتر نبود می‌گفتن:

«این که یکی بد بوده یا خوب رو ما نمی‌تونیم تشخیص بدیم. هر فردی در طول تاریخ یک سری کار مفید انجام داده و یک سری کار به ظاهر مخرب. من مطالعه چندانی در این زمینه نداشتم و نمی‌تونم اظهار نظر بکنم.»

عکس تزئینی
یاد بگیریم در زمینه‌ای که تخصص نداریم، سکوت کنیم. اظهار نظر بی‌مورد در چیزهایی که کوچک‌ترین سررشته‌ای در آن‌ها نداریم، تنها جهل ما را نشان می‌دهد. سعی کنیم به جهل‌های خود آگاه باشیم.
سقراط گفته:
هرکسی که بداند که نداند از همه داناتر است . من داناترین انسان ها هستم ، زیرا یک چیز می دانم که دیگران نمی دانند ، و آن این است که هیچ چیز نمی دانم.


آیا شما با گفته‌های این پست موافقید؟ مشتاق شنیدن نظرات مخالف شما هستم.
  • ۱ نظر
  • ۰۶ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۳۲

پیشنهاد :: مینی‌سریال «جوخه برادران - the Band of Brothers»

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۳۹ ب.ظ


روایت چتربازان ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم از عملیات D-Day تا پیروزی. مینی سریال ده قسمتی ساخته شرکت HBO که امتیاز 9.5 رو توی IMDB داره و بنا به روایتی بهترین سریال کل تاریخ تلویزیونه. تام هنکس و استیون اسپیلبرگ از تهیه‌کنندگان این مینی سریالن.
داستان این مینی سریال بر اساس رویداد‌ها و شخصیت‌های واقعی ساخته‌شده و اول هر قسمت، بخشی از گفتگوی کاراکتر‌های اصلی با عوامل رو نشون می‌ده. سازندگان این مینی سریال تونستن به خوبی فشاری که سرباز توی جنگ تجربه می‌کرد رو به تصویر بکشن و صحنه‌های احساسی فراوانی هم داره؛ از لبخند کودکی پنج ساله که برای اولین بار توی عمرش شکلات رو مزه می‌کنه تا یهودی‌های توی کمپ‌های کار اجباری.

Lewis Nixon: Harry, just why exactly are you still carrying your reserve chute?
Harry Welsh: What? it’s silk. Make a great wedding gift for kitty when we get back.
Lewis Nixon:
Jeez Harry, I never would have guessed.
Harry Welsh: What? that I’m so sentimental?
Lewis Nixon: No, that you actually think we’re going to make it back to England.

  • ۱ نظر
  • ۲۴ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۳۹

بالاخره برویم دانشگاه یا خیر؟

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۳۷ ب.ظ
این مطلب در ویرگول منتشر شده.

بعد اومدن به ویرگول، یکی از موضوعاتی که خیلی نظرم رو جلب کرد این بود که خیلیا دل خوشی از دانشگاه ندارن! یا از اینی که رفتند دانشگاه پشیمونن یا از این که نرفتن دانشگاه خوشحالن! از این قسم افراد توی توییتر خیلی بیشتر دیدم. معمولن نسبت به این قشر از افراد بی‌اهمیت بودم تا این که پستی از علی تحت عنوان «
دانشگاه بروم یا نه» رو دیدم و تصمیم گرفتم کمی در این باره بنویسم! توجه داشته باشید که اکثریت مطالبی که توی این پست نوشته شده بیشتر برای رشته‌های مهندسی و شاید علوم پایه صادق هست و برای رشته‌های دیگه (مثل حقوق و دندانپزشکی) شاید زیاد به درد نخوره.البته عنایت داشته باشید که بنده فقط 2 ساله که دانشجو هستم و مطمئنن تجربه‌ی خیلی از شما دوستان از من بیشتره. خوشحال می‌شم نظرات شما رو هم بشنوم.

آیا دانشگاه کار یاد می‌دن؟

مسلمن یکی از دلایل مراجعه خیلی‌ها به دانشگاه، کسب آمادگی برای ورود به بازارکار هست. ولی سوء تفاهمی که به وجود میاد اینه که توی دانشگاه کار یاد نمی‌دن! برای مثال اگر رشته‌ی شما مهندسی مکانیک باشه (تقریبن) هیچوقت به شما نرم‌افزار‌هایی مثل SOLIDWORKS رو به صورت مستقیم یاد نمی‌دن و شما باید به صورت مستقل یادگیری اون‌ها رو شروع کنید. دلیل این شاید این باشه که دانشگاه محل تحصیلات آکادمیک هست و طبیعیه که توش دانش غیرآکادمیک جزوی از سیلایس (برنامه) درسی نخواهد بود. ولی به این نکته هم توجه داشته‌باشید که برای استفاده از ابزارآلات مختص رشته خودتون دونستن دانش آکادمیک در اون حوزه الزامیه. به عبارت بهتر دانشگاه قراره که مهندس تربیت بکنه، نه تکنسین. کسی که قبول می‌کنه توی یک محیط آکادمیک دوره بگذرونه، ناچاره که پیش‌نیازهای تئوری زیادی رو یاد بگیره که شاید به ظاهر به درد نخورن ولی پیش‌نیاز دانشی هستند که شما در آینده یاد خواهید گرفت. کسی که دانش‌های پایه‌ایش رو خوب یاد نگرفته، توی یادگیری دانش‌های تخصصیش دچار مشکل می‌شه و به ناچار نظام دانشگاهی رو متهم می‌کنه.شما اگر بخواید بدون رفتن به دانشگاه کار یاد بگیرید، ناچارید خودتون دانش آکادمیک اون حوزه رو یاد بگیرید. برای مثال هیچ برنامه نویسی نمی‌تونه بدون یادگرفتن مبانی برنامه نویسی یا الگوریتم‌ها یه برنامه نویس بشه. به همین علت شما به پشتوانه تجربه‌ی کاری و دانش آکادمیکتون می‌تونید پیشرفت بکنید و یا حتی دانش کاری خودتون رو توسعه بدید. برای کسب کردن دانش فنی ابزار زیاده. به قول یک دوستی:
بزرگترین دانشگاه دنیا، Stanford یا Oxford نیست، بلکه YouTube بزرگترین دانشگاه دنیاست!
هر ابزاری که بخواید توی یوتیوب یک عالمه آموزش درباره اون (به زبان‌های مختلف) آپلود شده. اگر دنبال آموزش‌های جمع و جورتری می‌گردید، Coursera رو به شدت توصیه می‌کنم! کافیه یه مدت با یکی از دوره‌هاش برید جلو تا به فوق‌العاده بودنش پی ببرید!از نظر من نیازی به کلاس رفتن و پول خرج کردن الکی نیست، شما می‌تونید بدون اینکه یک ریال از جیبتون خرج کنید به روز‌ترین دانش‌ها رو از طریق YouTube و سایر سرویس‌ها یاد بگیرید. برای اون دسته از دوستانی که دنبال منابعی برای دانش آکادمیک (به جز کتاب) هستن، مکتب‌خونه (به زبان فارسی) و دوره‌های رایگان OpenCourseWare دانشگاه MIT و دوره‌های رایگان دانشگاه Stanford (به زبان انگلیسی) رو توصیه می‌کنم. مسلمن کیفیت دوره‌های انگلیسی خیلی بهتر از دوره‌های فارسیه و همراه فایل‌های ویدیویی‌شون، تکالیف و جزوات درس از طریق سایت قابل دسترسی هستن! اون هم به صورت رایگان!

آیا درست انتخاب رشته کردید؟

این سوال بسیار مهمیه. آیا قبل از انتخاب رشته در رابطه با بازار کار، زیرشاخه‌ها، دانش فنی مورد نیاز و حوزه کاری رشتتون تحقیق کرده بودید؟ آیا به رشته‌ای که انتخاب کرده بودید، علاقه داشتید؟ با روحیات شما سازگار بود؟اگر پاسخ شما به سوالات بالا منفی است، ایراد از شماست و نه از دانشگاه! دکتر محمد جعفر مصفا در کتاب «تفکر زائد» گفته:
ما چند جور علاقه داریم که متاسفانه در زبان فارسی همه آن‌ها با یک کلمه خطاب می‌شوند، «علاقه». نوعی از علاقه وجود دارد که در انگلیسی به آن Passion گفته می‌شود. شما هنگامی که شروع به انجام کاری می‌کنید، حتی اگر از انجام آن کار متنفرید، کم کم در وجود شما علاقه‌ای به وجود می‌آید که رفته رفته آن تنفر را کمتر و کمتر می‌کند. اصطلاحن Passion شما نسبت به انجام آن کار افزایش می‌یابد.
اگر حس می‌کنید علاقه‌ای به رشته‌ای که در آن تحصیل می‌کنید ندارید، به دنبال مطالب جالب مرتبط با زمینه درسی خودتان بگردید. با افراد متخصص در آن حوزه صحبت کنید و خلاصه کاری کنید تا بیشتر با درسی که می‌خوانید آشنا شوید. یا به عبارت بهتر دنبال ایجاد کردن Passion درخودتان باشید! اگر حس کردید علاقه‌ی اصلی شما چیز دیگریست، پس به تغییر فکر کنید.

کلام پایانی

دانشگاه جدای از آن که مشکلات فراوانی دارد و جا برای اصلاح در آن بسیار زیاد است، ولی پلی است برای آشنا شدن با افراد جدید و افراد هم دغدغه با شما و تجربه‌ی نوع جدید و شیرین‌تری از زندگی؛ زندگیِ دانشجویی. امیدوارم این نوشته‌ها به شما در انتخاب مسیر زندگی‌تان کمک کرده باشد. محتوای این پست ممکن است در آینده تغییر کرده و مطالبی به آن افزوده یا کاسته شود. اگر نقدی بر این نوشته‌ دارید منتظر شنیدن دیدگاه شما هستم. ممنون بابت وقتی که گذاشتید ♥.
  • ۱ نظر
  • ۰۹ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۳۷

بامیلو مدت‌ها بود که توی تهران تبلیغات گسترده‌ای رو برای طرح «حراجمعه» (که کپیِ وطنیَ Black Friday هستش) رو انجام می‌داد. من هم که تا حالا تجربه‌ خریدی از بامیلو نداشتم خواستم امتحان کنم ببینم چه شکلیه این قضیه و توی این پست هم راجب این تجربه نوشتم! اما بعدها فهمیدم طرح دیجیکالا (که اسمش جمعه به خرید) بود هم بعضی از همین مشکلات رو داشته!

مقصد من رفتن است، با نرسیدن خوشم

پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ

با سلام دوباره خدمت شما دوستان، این چند ماهی که نبودم خلأ عجیبی رو در خودم احساس می‌کردم. تصمیم گرفتم که برگردم. اما با چند تفاوت:

  • بیشتر سعی می‌کنم شبیه آدم بزرگا بنویسم! دیگه سعی می‌کنم متن‌های خودمونی و نق‌های همیشگیم رو کمتر و کمترشون کنم. می‌خوام به تجربه‌های جدیدتری توی نوشتن برسم.
  • متن‌ها و مقاله‌های آموزشی بیشتری قرار می‌دم. من عادت کردم تا هی بخونم. می‌خوام از این به بعد مقاله‌ها رو یا خودم بنویسم یا از اینور اونور ترجمشون کنم. این مقاله‌ها رو همزمان از اینجا و هم از سرویس ویرگول منتشر می‌کنم تا مخاطب بیشتری رو جذب کنم. خوشحال می‌شم نوشته‌هام به دیگران کمک کنه.
  • سعی می‌کنم در روز‌های آتی قالب جدید‌تر و بهتری انتخاب کنم. احتمالش هست کلن بیان رو ترک بگم و یه سایت مستقل با وردپرس راه‌اندازی کنم چون بیان اونقدرا هم بستری برای متخصصین و اهل قلم نیست...
و همین! ممنون می‌شم همراهم باشید!
فعلن خدانگهدار.

پ.ن1: آخه چرا فقط یکی از قالب‌های بیان واکنشگراست؟! :((
پ.ن2: به لطف ایزد منان دامنه ما هم وصل گردید. :) از این به بعد با آدرس BehradX.ir در خدمتتونیم!

موقتن بدرود

يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۵۷ ب.ظ

به علت درگیری و مشغله نمی‌تونم تا یه مدتی توی وبلاگم بنویسم. وبلاگ رو حذف نمی‌کنم چون چیزهایی توش نوشتم که ممکنه به درد بعضیا بخوره. توی این مدتی هم که نیستم هر از چندگاهی سر میزنم برای خوندن کامنت ها و....

ایسنتاگرامم رو موقتن غیر فعال کردم. ولی کماکان توی توییتر هستم. اسپاتیفای هم که جای خودشه! می‌تونید پلی‌لیست‌های پابلیکمو ببینید.

امیدوارم این کار به تمرکز فکری و کاریم بیشتر کمک کنه.

فعلا بدرود دوستان!

(ولی زود برمی‌گردم!)

  • ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۷