بهراد ایکس

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

بهراد ایکس

اگر می‌خواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم‌افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و این‌ها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر‌گذاری می‌نویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "بیوگرافی".

درضمن خوشحال می‌شوم که از این جعبه ی پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات

۱۱ مطلب با موضوع «پیشنهادات و توصیه‌ها» ثبت شده است

پیشنهاد‌ :: کتاب «راهِ گرگ» اثر جردن بلفورت

سه شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۴۰ ب.ظ
همه‌ی شما فیلم «گرگ وال استریت» به کارگردانی «مارتین اسکورسیزی» و با بازی درخشان (هرچند غیر اسکاری) «لئوناردو دیکاپریو» را دیده‌اید و ماجرای کاراکتر اصلی آن یعنی «جردن بلفورت Jordan Belfort» را می‌دانید. فیلم ماجرای ثروتمند شدن وی در امر فروش سهام و سقوط و سعود زندگی شخصی‌اش را نشان می‌داد.
جلد کتاب
جردن بلفورت در سال 2017 کتابی تحت عنوان «راه گرگ (Way of the Wolf)» منتشر کرد که در آن ترفند‌های بازاریابی و فروش و مهم‌تر از همه ابداع خودش به نام سیستم خط صاف (Straight Line System) را به زبانی گیرا توضیح می‌دهد. او در همان مقدمه‌ی کتاب ادعا می‌کند که:
می‌دانم ادعای بزرگیست،‌ولی بگذارید اینطور بگویم: اگر من ابرقهرمان بودم، تربیت کردن فروشنده‌ها ابرقدرت (Superpower) من بود.

ما در طول روز چیز‌های مختلفی را می‌فروشیم؛ حتی اگر فروشنده نباشیم!

کسی که ایده‌ها و تفکراتش را به فرد دیگری می‌گوید، مادری که به بچه‌اش اهمیت تمیز بودن و حمام کردن را یاد می‌دهد، معلمی که قوانین فیزیک را به دانش آموزانش آموزش می‌دهد و... . به عبارت بهتر ما یا می‌توانیم بفروشیم یا شکست می‌خوریم!
بنا به گفته‌ی خود نویسنده،‌ در مکالمات تلفنی چهار ثانیه و در مکالمات حضوری دو ثانیه فرصت دارید تا طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهید. کاملن درست شنیدید! چهار ثانیه و دو ثانیه! اگر در این مدت زمان خیلی محدود طعمه‌ (!) خودتان را تحت تاثیر قرار ندهید،‌ کمتر از ده ثانیه فرصت دارید تا او را برگردانید و اگر در این مدت نیز او را تحت تاثیر قرار ندهید، باید قید این مشتری را بزنید! او ابتدا شما را با این که چه فاکتورهای ذهنی در تصمیم‌گیری مشتری بالقوه شما تاثیر دارد، آشنا می‌کند. سپس شما را متقاعد می‌کند که مشتری بالقوه شما را به خوبی نمی‌شناسد، نسبت به شما بی اعتماد است و حق هم دارد! پس خیلی سریع علیه شما گارد می‌گیرد. شما باید یاد بگیرید که چگونه این گارد را بشکنید. من به شخصه از این جمله خیلی خوشم آمد:
آدم‌ها منطقی تصمیم نمی‌گیرند، بلکه احساسی تصمیم می‌گیرند. سپس از منطق برای توجیه کردن احساسشان استفاده می‌کنند!
سپس شما را با اهمیت زبان بدن (Body Language) و لحن صدا (Tonality) و چگونگی استفاده از آن‌ها آشنا می‌کند و با مثال‌های عملی به شما می‌گوید که یک مکالمه باید با چه لحنی آغاز شود، چگونه ادامه پیدا کند و در صورت مخالفت باید چگونه برخورد کنید.
او سپس به شما یاد می‌دهد چگونه خودتان را در حالت «توان‌مند (Empowered)» قرار دهید. حالتی که در آن بهترین عملکرد خودتان را به نمایش می‌گذارید و بالاترین اعتماد به نفس و حضور ذهن را دارید. در این فصل شما با مفاهیمی مانند NLP یا Neuro-linguistic Programming (برنامه‌ریزی عصبی کلامی)آشنا می‌کند.
بر اساس NLP، نرم‌افزار ذهن انسان زبان است و شما با استفاده از الگو‌های زبانی (Language ) می‌توانید ذهنتان را کدنویسی کنید.
او سپس در ادامه این‌که چگونه می‌توانید حالت‌ خود را مدیریت کنید را به شما آموزش می‌دهد. در ادامه‌ی آن نیز شما با اصول پیشرفته‌ی لحن و زبان بدن آشنا می‌شوید. فصل‌های بعدی نیز به چگونگی تعامل با مشتریان، اصول ده‌گانه‌ی سیستم بازاریابی خطی، چگونگی ارائه دادن (Presentation) در کلاس جهانی و آشنایی با چیزی با نام «در حلقه‌ انداختن (Looping)» اختصاص دارد.

کتاب به زبان ساده نوشته شده و اصولی که در آن معرفی شده برای هر فردی با هر پتانسیل ذهنی کار می‌کنند. به عبارت بهتر شما نیاز ندارید نابغه باشید، فقط باید مشتاق یادگیری باشید. شما به کمک سیستم خطی (Straight Line System) می‌توانید هر چیزی را به هر کسی بفروشید.
علاوه بر نسخه‌ی متنی، نسخه‌ی کتاب صوتی این کتاب نیز به راوی‌گری خود نویسنده هم منتشر شده که من شدیدن استفاده از آن را (مخصوصن برای بخش لحن و زبان بدن) توصیه می‌کنم. شما می‌توانید هر دو نسخه‌ را از طریق سایت‌های تورنت دانلود کنید.

اگر کتاب دیگری نیز می‌شناسید، در بخش نظرات معرفی کنید. ممنون بابت وقتتون 😘❤!
  • ۰ نظر
  • ۳۰ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۰

بد بود، خیلی مزخرفه!

دوشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۳۲ ب.ظ
چند وقت پیش هم کلام دوستی قدیمی بودم که یکهو گفت: «حامد همایون خیلی مزخرفه». گفتم: «من هم طرفدار حامد همایون نیستم ولی چرا میگی بده؟ تو موزیسینی؟ تو عمرت تا حالا ساز زدی؟ کلاس خوانندگی رفتی؟...» از گارد گرفتنم ترسید و چشم‌هایش درشت‌تر شد. ادامه دادم:‌«تا حالا مقاله‌ای تو زمینه موسیقی خوندی؟ اصلن می‌دونی نُت چیه؟ دوماژور شنیدی تا حالا؟...»
گفت: «نه». گفتم: :«پس چرا توی زمینه‌ای که هیچ سررشته‌ای توش نداری الکی اظهار نظر می‌کنی؟ تو از کجات میگی که حامد همایون بده؟ تو فقط می‌تونی بگی: خوشم نیومد، با سلیقه من همخوانی نداشت و قص علی هذا. بلکه شجریان حامد همایون رو گوش داده و پسندیده، اون موقع چی می‌خوای بگی؟»

یاد بگیریم اینی که در مورد هر چیزی اظهار نظر می‌کنیم کار مثبتی نیست! حق ماست، قبول، ولی این بدان معنا نیست که حق قضاوت دیگران را داریم.

یاد بگیریم به جای این که بگوییم: «حامد همایون خیلی بد می‌خونه.»، بگوییم: «از آهنگ‌های حامد همایون خوشم نمی‌آد!». به جای این که بگیم: «فلانی خیلی استاد بدیه»، بگیم: «از فلان استاد خوشم نمی‌آد!»


این که چه شد این را نوشتم برمی‌گردد به این ویدئو که پس از ماجرای تغییر نام خیابان کارگر شمالی به مصدق در شبکه‌های احتماعی پخش شد.
در این ویدئو قسمت‌هایی از یک واقعه تاریخی برای چند نفر از مردم عادی تعریف می‌شود و ما شاهد قضاوت آنی مردم هستیم! آنگونه که در ویدئو گفته می‌شود، محمد مصدق به مملکت خیانت کرده و عامل کشتار مردم تنگستان بوده.
به این که آیا این ادعا درست بوده یا خیر کاری نداریم؛ هر چند که شواهد تاریخی نشان می‌دهد که ظاهراً اینگونه نبوده. (بخوانید: مواضع سیاسی دکتر مصدق از مشروطه تا مجلس چهاردهم) آیا بهترتر نبود مردم به جای آن که فوراً مصدق را خائن خطاب می‌کردند، می‌گفتند:«منبع شما چیه؟ از کجا معلوم حرفی که می‌زنید درسته؟ از کجا معلوم واقعن مصدق این حرف را گفته و سخنان ایشون تقطیع نشده؟ مورخان در این زمینه چی گفتن؟ و...». بهتر نبود می‌گفتن:

«این که یکی بد بوده یا خوب رو ما نمی‌تونیم تشخیص بدیم. هر فردی در طول تاریخ یک سری کار مفید انجام داده و یک سری کار به ظاهر مخرب. من مطالعه چندانی در این زمینه نداشتم و نمی‌تونم اظهار نظر بکنم.»

عکس تزئینی
یاد بگیریم در زمینه‌ای که تخصص نداریم، سکوت کنیم. اظهار نظر بی‌مورد در چیزهایی که کوچک‌ترین سررشته‌ای در آن‌ها نداریم، تنها جهل ما را نشان می‌دهد. سعی کنیم به جهل‌های خود آگاه باشیم.
سقراط گفته:
هرکسی که بداند که نداند از همه داناتر است . من داناترین انسان ها هستم ، زیرا یک چیز می دانم که دیگران نمی دانند ، و آن این است که هیچ چیز نمی دانم.


آیا شما با گفته‌های این پست موافقید؟ مشتاق شنیدن نظرات مخالف شما هستم.
  • ۲ نظر
  • ۰۶ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۳۲

پیشنهاد :: مینی‌سریال «جوخه برادران - the Band of Brothers»

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۳۹ ب.ظ


روایت چتربازان ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم از عملیات D-Day تا پیروزی. مینی سریال ده قسمتی ساخته شرکت HBO که امتیاز 9.5 رو توی IMDB داره و بنا به روایتی بهترین سریال کل تاریخ تلویزیونه. تام هنکس و استیون اسپیلبرگ از تهیه‌کنندگان این مینی سریالن.
داستان این مینی سریال بر اساس رویداد‌ها و شخصیت‌های واقعی ساخته‌شده و اول هر قسمت، بخشی از گفتگوی کاراکتر‌های اصلی با عوامل رو نشون می‌ده. سازندگان این مینی سریال تونستن به خوبی فشاری که سرباز توی جنگ تجربه می‌کرد رو به تصویر بکشن و صحنه‌های احساسی فراوانی هم داره؛ از لبخند کودکی پنج ساله که برای اولین بار توی عمرش شکلات رو مزه می‌کنه تا یهودی‌های توی کمپ‌های کار اجباری.

Lewis Nixon: Harry, just why exactly are you still carrying your reserve chute?
Harry Welsh: What? it’s silk. Make a great wedding gift for kitty when we get back.
Lewis Nixon:
Jeez Harry, I never would have guessed.
Harry Welsh: What? that I’m so sentimental?
Lewis Nixon: No, that you actually think we’re going to make it back to England.

  • ۱ نظر
  • ۲۴ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۳۹

بالاخره برویم دانشگاه یا خیر؟

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۳۷ ب.ظ
این مطلب در ویرگول منتشر شده.

بعد اومدن به ویرگول، یکی از موضوعاتی که خیلی نظرم رو جلب کرد این بود که خیلیا دل خوشی از دانشگاه ندارن! یا از اینی که رفتند دانشگاه پشیمونن یا از این که نرفتن دانشگاه خوشحالن! از این قسم افراد توی توییتر خیلی بیشتر دیدم. معمولن نسبت به این قشر از افراد بی‌اهمیت بودم تا این که پستی از علی تحت عنوان «
دانشگاه بروم یا نه» رو دیدم و تصمیم گرفتم کمی در این باره بنویسم! توجه داشته باشید که اکثریت مطالبی که توی این پست نوشته شده بیشتر برای رشته‌های مهندسی و شاید علوم پایه صادق هست و برای رشته‌های دیگه (مثل حقوق و دندانپزشکی) شاید زیاد به درد نخوره.البته عنایت داشته باشید که بنده فقط 2 ساله که دانشجو هستم و مطمئنن تجربه‌ی خیلی از شما دوستان از من بیشتره. خوشحال می‌شم نظرات شما رو هم بشنوم.

آیا دانشگاه کار یاد می‌دن؟

مسلمن یکی از دلایل مراجعه خیلی‌ها به دانشگاه، کسب آمادگی برای ورود به بازارکار هست. ولی سوء تفاهمی که به وجود میاد اینه که توی دانشگاه کار یاد نمی‌دن! برای مثال اگر رشته‌ی شما مهندسی مکانیک باشه (تقریبن) هیچوقت به شما نرم‌افزار‌هایی مثل SOLIDWORKS رو به صورت مستقیم یاد نمی‌دن و شما باید به صورت مستقل یادگیری اون‌ها رو شروع کنید. دلیل این شاید این باشه که دانشگاه محل تحصیلات آکادمیک هست و طبیعیه که توش دانش غیرآکادمیک جزوی از سیلایس (برنامه) درسی نخواهد بود. ولی به این نکته هم توجه داشته‌باشید که برای استفاده از ابزارآلات مختص رشته خودتون دونستن دانش آکادمیک در اون حوزه الزامیه. به عبارت بهتر دانشگاه قراره که مهندس تربیت بکنه، نه تکنسین. کسی که قبول می‌کنه توی یک محیط آکادمیک دوره بگذرونه، ناچاره که پیش‌نیازهای تئوری زیادی رو یاد بگیره که شاید به ظاهر به درد نخورن ولی پیش‌نیاز دانشی هستند که شما در آینده یاد خواهید گرفت. کسی که دانش‌های پایه‌ایش رو خوب یاد نگرفته، توی یادگیری دانش‌های تخصصیش دچار مشکل می‌شه و به ناچار نظام دانشگاهی رو متهم می‌کنه.شما اگر بخواید بدون رفتن به دانشگاه کار یاد بگیرید، ناچارید خودتون دانش آکادمیک اون حوزه رو یاد بگیرید. برای مثال هیچ برنامه نویسی نمی‌تونه بدون یادگرفتن مبانی برنامه نویسی یا الگوریتم‌ها یه برنامه نویس بشه. به همین علت شما به پشتوانه تجربه‌ی کاری و دانش آکادمیکتون می‌تونید پیشرفت بکنید و یا حتی دانش کاری خودتون رو توسعه بدید. برای کسب کردن دانش فنی ابزار زیاده. به قول یک دوستی:
بزرگترین دانشگاه دنیا، Stanford یا Oxford نیست، بلکه YouTube بزرگترین دانشگاه دنیاست!
هر ابزاری که بخواید توی یوتیوب یک عالمه آموزش درباره اون (به زبان‌های مختلف) آپلود شده. اگر دنبال آموزش‌های جمع و جورتری می‌گردید، Coursera رو به شدت توصیه می‌کنم! کافیه یه مدت با یکی از دوره‌هاش برید جلو تا به فوق‌العاده بودنش پی ببرید!از نظر من نیازی به کلاس رفتن و پول خرج کردن الکی نیست، شما می‌تونید بدون اینکه یک ریال از جیبتون خرج کنید به روز‌ترین دانش‌ها رو از طریق YouTube و سایر سرویس‌ها یاد بگیرید. برای اون دسته از دوستانی که دنبال منابعی برای دانش آکادمیک (به جز کتاب) هستن، مکتب‌خونه (به زبان فارسی) و دوره‌های رایگان OpenCourseWare دانشگاه MIT و دوره‌های رایگان دانشگاه Stanford (به زبان انگلیسی) رو توصیه می‌کنم. مسلمن کیفیت دوره‌های انگلیسی خیلی بهتر از دوره‌های فارسیه و همراه فایل‌های ویدیویی‌شون، تکالیف و جزوات درس از طریق سایت قابل دسترسی هستن! اون هم به صورت رایگان!

آیا درست انتخاب رشته کردید؟

این سوال بسیار مهمیه. آیا قبل از انتخاب رشته در رابطه با بازار کار، زیرشاخه‌ها، دانش فنی مورد نیاز و حوزه کاری رشتتون تحقیق کرده بودید؟ آیا به رشته‌ای که انتخاب کرده بودید، علاقه داشتید؟ با روحیات شما سازگار بود؟اگر پاسخ شما به سوالات بالا منفی است، ایراد از شماست و نه از دانشگاه! دکتر محمد جعفر مصفا در کتاب «تفکر زائد» گفته:
ما چند جور علاقه داریم که متاسفانه در زبان فارسی همه آن‌ها با یک کلمه خطاب می‌شوند، «علاقه». نوعی از علاقه وجود دارد که در انگلیسی به آن Passion گفته می‌شود. شما هنگامی که شروع به انجام کاری می‌کنید، حتی اگر از انجام آن کار متنفرید، کم کم در وجود شما علاقه‌ای به وجود می‌آید که رفته رفته آن تنفر را کمتر و کمتر می‌کند. اصطلاحن Passion شما نسبت به انجام آن کار افزایش می‌یابد.
اگر حس می‌کنید علاقه‌ای به رشته‌ای که در آن تحصیل می‌کنید ندارید، به دنبال مطالب جالب مرتبط با زمینه درسی خودتان بگردید. با افراد متخصص در آن حوزه صحبت کنید و خلاصه کاری کنید تا بیشتر با درسی که می‌خوانید آشنا شوید. یا به عبارت بهتر دنبال ایجاد کردن Passion درخودتان باشید! اگر حس کردید علاقه‌ی اصلی شما چیز دیگریست، پس به تغییر فکر کنید.

کلام پایانی

دانشگاه جدای از آن که مشکلات فراوانی دارد و جا برای اصلاح در آن بسیار زیاد است، ولی پلی است برای آشنا شدن با افراد جدید و افراد هم دغدغه با شما و تجربه‌ی نوع جدید و شیرین‌تری از زندگی؛ زندگیِ دانشجویی. امیدوارم این نوشته‌ها به شما در انتخاب مسیر زندگی‌تان کمک کرده باشد. محتوای این پست ممکن است در آینده تغییر کرده و مطالبی به آن افزوده یا کاسته شود. اگر نقدی بر این نوشته‌ دارید منتظر شنیدن دیدگاه شما هستم. ممنون بابت وقتی که گذاشتید ♥.
  • ۱ نظر
  • ۰۹ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۳۷

پیشنهاد :: تئاترِ هملت

سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۳۰ ب.ظ


به قول خود نویسنده، هملت را نمیتوان توضیح داد، هملت را باید دید. تئاتری که برداشتیست آزاد از کشورِ نمادینِ "دانمارک". کشوری که سر تا سر قبرستان شده و هملت بین دوراهی انتقام و عشق گیر میکند. و "دانمارک هرگز رستگار نخواهد شد." ...

توصیه میکنم حتمن ببینید.

پ.ن: این نمایش، خودِ هملت نیست؛ بلکه اقتباسی است از نمایش هملت است. با این که سر تا سر نمایش نام "دانمارک" بر سر زبان هاست ولی اگر کمی بیشتر دقت کنیم، جامعه ی ایران در حال به تصویر کشیده شدن است. این هملت، احساسی نیست، بلکه سیاسی-اجتماعی است و این یعنی این که هر کسی باید آن را ببیند.


لینک به وبسایت "تئاتر شهر"   |   خرید بلیط از tik8

  • ۰ نظر
  • ۱۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۳۰

پیشنهاد :: فیلم Fury

دوشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۰۰ ب.ظ

روایتی از تانک سواران آمریکایی و استرالیایی در پایان جنگ جهانی در خاک آلمان. تصویری بدون رتوش و دستکاری از واقعیت جنگ و باور های انسانی.

داستان در خاک آلمان روایت میشه، درست در اواخر جنگ جهانی دوم که هیتلر هر کسی رو که میتونست مسلح میکرد و به جنگ میفرستاد، حتی بچه ها رو. توی داستان تانک Fury با فرماندهی "دان واردَدی" (با بازی برد پیت) تیراندازشو از دست داده و آخرین تانک بازمونده از جوخه سوم ارتش آمریکاست. این تانک با 4 تانک دیگه به سمت شهر های آلمان حرکت میکنن تا نازی هارو بکشن. "نورمن" ، تایپیستی که بخاطر تصمیم فرماندهش مجبور میشه بیاد به عنوان تیرانداز تانک فعالیت کنه...

کاراکتر پردازی فوق العاده و داستان فوق العاده احساسی مخاطب رو تا آخر فیلم پشت میز میخکوب میکنه! دیگه زبون من از توضیح بیشتر در مورد این فیلم قاصره! بهتره خودتون این شاهکار رو ببینید.

  • ۰ نظر
  • ۱۶ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۰۰

پیشنهاد :: سریال Westworld

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ب.ظ

آیا ما انسانیم؟ چه چیزی ما رو انسان میکنه؟ فرق بین ما و ربات ها چیه؟ آیا ما خدای چیزهایی هستیم که میسازیم؟ چه اتفاقی میفته اگه چیزهایی که خلقشون میکنیم درکی برابر و با بیشتر از ما داشته باشن؟
همه ی اینها سوال هاییه که این سریال توی ذهن مخاطب ایجاد میکنه و به همین خاطره که دیدنشو به همه ی شما توصیه میکنم! سریال در مورد جاییه در آینده به اسم WestWorld که آدم های پولدار میرن اونجا و خود واقعیشون رو بروز میدن. آدم های ساکن Westworld انسان نیستند، بلکه ربات هایی هستن که توسط انسان ها ساخته شدن و تنظیمات مختلفی (مثل خشم، جذبه، هوشیاری و... ) دارن. انسان هایی که به Westworld سفر میکنن به سادگی این ربات ها رو میکشن و بهشون تجاوز میکنن؛ چون میدونن اونی که باهاش سر و کار دارن رباته و انسان نیست. حالا فرض کنید چه اتفاقی میفته اگه این ربات ها مثل ما صاحب احساس باشنو بتونن مثل ما درک کنن. چه چیزی ما رو از اونها متمایز میکنه؟
منطق سریال حول محور این مفاهیم میچرخه در کل سوال های جالبی توی ذهن ایجاد میکنه. تهیه کننده، نویسنده و کارگردان این سریال "جاناتان نولان" هستش که اگه مثل من اهل فیلم باشید میدونید که ایشون برادر "کریستوفر نولان" هستش و توی نوشتن فیلمنامه Inception و Interstellar نقش زیادی داشته. ساخت هر قسمت از این سریال 18 میلیون دلار خرج برداشته! (هر قسمت Game of Thrones دو میلیون دلار خرج برداشته!)
پ.ن 1: حتمن باید اشاره کنم که این سریال به هیچ وجه من الوجوه خانوادگی نیست!

پیشنهاد :: سریال House of Cards

جمعه, ۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ

سریالی فوق العاده جالب که پیروزی های یک سیاستمدار آمریکایی رو به تصویر میکشه. "فرانک (فرانسیس) آندروود" (با بازی فوق العاده کوین اسیپیسی) یک دبیر اجرایی (Majority whip) توی کنگره آمریکاست و همسرش "کلِیر آندروود" (با بازی رابین رایت) رییس یک موسسه خیریه هستش. سریال روابط مخفیانه و حقاقیقی که توی کاخ سفید میگذره رو به صورت بی پروا نشون میده؛ تا جایی که بیل کلینتون گفته که 99% اتفاقاتی که توی این سریال میفته حقیقت داره و اوباما هم همچین نظری داره. هر چیز اضافه ای که در مورد سریال بگم باعث لوث شدن (اسپویلینگ) داستان سریال میشه و بهتره تا خودتون ببینید.

اما چیزی که در مورد سریال جالبه رابطه بین آندروود هاست، زن و شوهری که همه چیز رو به هم میگن، حتی خیانت هاشون رو. کاراکتر پردازی این دو شخصیت به اندازه ای خیره کنندست که تماشاگر رو پشت صفحه تلویزیون میخکوب میکنه و کوین اسپیسی بخاطر همین برنده جایزه گلدن گلاب (Golden Globe) شده.

تا حالا چهار فصل از این سریال منتشر شده و فصل پنجم هم توی تاریخ 2017/5/30 منتشر میشه.

پ.ن 1: این سریال به هیچ وجه خانوادگی نیست!

پ.ن 2: این سریال با عنوان "خانه پوشالی" از شبکه نمایش پخش شده.

پیشنهاد :: فیلم V for Vendetta

شنبه, ۴ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ق.ظ

فیلمی به شدت انقلابی و نمادین که توصیه میکنم حتمن ببینیدش! فیلم در مورد کشور انگلستان در سال 2020 هستش که توی داستان حزب فاشیست "نورسفایر" به رهبری "آدام ساتلر" بر کشور حکومت میکنه. "وی" (با بازی هیو ویوینگ) ، قهرمان نقابدار داستان علیه حکومت "ساتلر" مبارزه میکنه و "ایوی" (با بازی ناتالی پورتمن) خیلی تصادفی با "وی" برخورد میکنه و کم کم با شخصیت و واقعیت "وی" آشنا میشه...

فیلم داستانی به شدت سیاسی داره و پُره از دیالوگ های جذاب که بعد از شنیدنشون به فکر فرو میرید. دیدن این فیلم رو به همه افرادی که دید نژادپرستانه یا پان نسبت به قومیت های مختلف یا دیدگاه تندرو نسبت به احزاب مختلف دارن، توصیه میکنم. داستان فیلم توسط برادران واچووسکی، نویسنده های سه گانه ماتریکس، نوشته شده و تونسته امتیاز 8.2 (از 10) رو توی IMDB به ثبت برسونه.

خلاصه حتمن ببینیدش!

پیشنهاد :: اثر مرکب و دیوانگان ثروت ساز

پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ق.ظ

توی ششمین قسمت از کنکور نامه راجب این که هدف چیه و چقدر مهمه که هدف داشته باشیم حرف زدم. اینبار خواستم کتاب هایی که بهم کمک کردن به این واقعیت برسم رو بهتون معرفی کنم. هر دوی این کتاب ها ترجمه شده هستند و توسط فردی به است «دارِن هاردی» نوشته شدن که مسئول مجله «Success» توی آمریکاست و تقریبن میشه گفت با همه ی ثروتمندان و افراد موفق توی دنیا مصاحبه کرده. این دو کتاب هم نتیجه این مصاحبه هاست و نویسنده با استناد به زندگی این افراد و بر اساس واقعیات این دو کتاب رو تالیف کرده.

کتاب «اثر مرکب» (همونطور که از اسمش پیداست) بیشتر راجب اثر مرکب و تاثیر اون توی زندگیتون حرف میزنه. کتاب به طوری روان ترجمه شده که بعد از شروع کردن به خوندن به دستاتون میچسبه و ناخودآگاه ساعتها مشغول خوندنش میشید! این کتاب تنها راه رسیدن به موفقیت رو بهتون میگه و بعد خوندنش شوکه میشید! بیشتر از این دیگه نمیخوام کتاب رو لوثش کنم بهتره خودتون بخونیدش.

کتاب «دیوانگان ثروت ساز» درواقع میشه گفت ادامه کتاب «اثر مرکب» هستش. توی این کتاب «دارن هاردی» به کمک شما میاد تا بتونید خودتون رو بلند کنید و برید به سمت موفقیت. خیلی هم رک و راست بهتون میگه که چی در انتظارتونه و هیچ خبری از هیجانات الکی و... نیست.

بهتره تا دیر نشده این کتابها رو بخونید تا بفهمید هدف چیه و چطور میشه به هدف رسید. امیدوارم ازشون لذت ببرید.

پیشنهاد :: فیلم LEON : The Professional

جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۱۶ ب.ظ

سلام. توی این روز ها که بازار فیلم های ایرانی و خارجی خیلی داغه ، فیلم های قدیمی خیلی کمتر به چشم میان و کسی سراغی از اونها نمیگیره! توی این پست قصد دارم فیلم LEON : The Professional رو برای شما دوستان معرفی کنم! 

این فیلم توی سال 1994 در امریکا ساخته شده و زندگی خلافکارای مواد مخدر رو به تصویر میکشه. اصل داستان هم مربوط به دختریه به اسم «ماتیلدا» (با بازی ناتالی پورتمن) که خونوادش توسط دار و دسته ی یک پلیس خلافکار به اسم «استنسفیلد» (با بازی گری اولد من) کشته میشن و اون برای نجات زندگیش به یک قاتل (یا به قول خود فیلم «پاک کننده») به اسم «لئون» (با بازی ژان رنو) پناه میبره ... 

داستان فوق العاده جالبی داره و با این که فیلم خیلی قدیمیه ولی واقعن خوبه. (حداقل بهتر از این فیلمای کمیک مزخرفه ... ) این فیلم امتیاز 8.6 (از 10 ) رو توی IMDB کسب کرده و توجه منتقدین رو به خودش جلب کرده.

توجه داشته باشید که این فیلم چندان خانوادگی نیست و فساد جامعه رو بدون اغراق بیان میکنه. (نگران نباشید صحنه دار نیست...!)


لینک دانلود فایل تورنت (برای نرم افزار بیت تورنت)