بهراد ایکس

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

بهراد ایکس

بهراد خادم حقیقیان هستم. اگر می‌خواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم‌افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و این‌ها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر‌گذاری می‌نویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "بیوگرافی".

درضمن خوشحال می‌شوم که از این جعبه‌ی پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات

با سلام خدمت شما دوست عزیز ! یک زمانی تحت جو صفحه های فیسبوکی که زرت و زرت از هم کپی میکردن شروع به وبلاگ نویسی کردم و تحت تاثیر همان جو اسم بهراد ایکس را برای خودم انتخاب کردم. وبلاگ نویسی که چه عرض کنم ، بیشتر کپی پیست بود تا وبلاگ نویسی (البته این ماجرا به 14 سالگی من برمیگرده). اما هر از چندگاهی درد دل و آموزش هم مینوشتم که بیشتر به مسخره بازی شبیه بودند تا وبلاگ نویسی. درست مورخه 25 تیر سال 1395 ، فردای روز کنکورم ، 99% آن مطالب را پاک کردم و تصمیم گرفتم کمی جدی تر عمل کنم.

من طراح وب و تجربه کاربری (UX) بودم و از 15 سالگی به طور حرفه ای فوتوشاپ رو یاد گرفتم. طراحی لوگو ، تایپوگرافی و طراحی پوستر جزو تفریحات من به حساب میان. اصولن ذهن خیلی ایده پردازی دارم و به معنای واقعی کلمه «دیزاینر» هستم.

بچه‌تر که بودم،‌سری فیلم‌های آیرن‌من و کارکتر کاریزماتیک تونی استارک منو به رباتیک و مکاترونیک علاقه‌مند کرد، واسه همین توی دانشگاه علاوه بر این که مهندسی مکانیک خوندم، خودم خودجوش سراغ مباحثی مثل یادگیری ماشین، پردازش تصویر، سیستم‌های کنترلی و... رفتم و سعی کردم تا جایی که می‌تونم توی برنامه‌نویسی برم جلو. الآن هم به پایتون و متلب تسلط دارم و C هم کمی بلدم. ولی جدای این‌ها زبان‌های زیادی رو امتحان کردم و سعی کردم از هر چشمه‌ای یه جرئه آب بخورم. (واسه همین هم هست که بیشتر از این که بگم چیا رو بلدم، می‌گم که چیا رو بلد نیستم.)

نحوه ی رفتار من با دیگران به خود همون افراد بستگی داره ؛ اگه یک زمانی با شما با غرور حرف زدم ، به این خاطره که شما یک زمانی با غرور با من حرف زدید! و اگه با شما خیلی رک و مهربونم به این علته که شما هم یک زمانی با من رک و مهربون بودید! 

علایق من بعد از گرافیک دیزاین و مهندسی مکانیک ، در پیاده روی ، قرمه سبزی و قیمه و خاگینه (!) ، گردش و تفریح و (صد البته) محبت و دوستی خلاصه میشه. اوایل خیلی تخس و رک بودم ولی بعدها با گذر زمان ارتباطات خودم رو بهتر و بهتر کردم و هنوز هم سعی می‌کنم توی این مسیر قدم بردارم...

در کل خوشحالم که اینجا هستید! انتقادات و پیشنهادات خودتون رو میتونید از طریق همین صفحه با من در میان بگذارید. ممنون

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ... صحنه پیوسته به جاست ... خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد ..

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.