بهراد ایکس

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

بهراد ایکس

اگر می‌خواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم‌افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و این‌ها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر‌گذاری می‌نویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "بیوگرافی".

درضمن خوشحال می‌شوم که از این جعبه ی پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات
  • ۶ بهمن ۹۶، ۱۵:۱۳ - علی محمدی
    چطوری؟

کنکور نامه ، کنکور چه شکلیه؟

جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ

با توجه به این که توی دوران جمع بندی هستین و روز به روز کنکور نزدیک میشیم، به صلاح میدونم که یکم راجب روز کنکور و روز قبل و بعدش صحبت کنم. همین اولش اشاره میکنم که من رشتم ریاضی بوده و روز جمعه (بر خلاف تجربی ها که پنجشنبه کنکور دادن) کنکور دادم. پس تجربیات من ممکنه بیشتر به درد مهندسای آینده بخوره تا تزریقاتی های آینده! هدف پست هم کاهش دادن دلشوره های شماست؛ پس تا آخرش بخونید! پس شروع کنیم :

با توجه به این که توی دوران جمع بندی هستین و روز به روز کنکور نزدیک میشیم، به صلاح میدونم که یکم راجب روز کنکور و روز قبل و بعدش صحبت کنم. همین اولش اشاره میکنم که من رشتم ریاضی بوده و روز جمعه (بر خلاف تجربی ها که پنجشنبه کنکور دادن) کنکور دادم. پس تجربیات من ممکنه بیشتر به درد مهندسای آینده بخوره تا تزریقاتی های آینده! هدف پست هم کاهش دادن دلشوره های شماست؛ پس تا آخرش بخونید! پس شروع کنیم

روز قبل کنکور

روز قبل کنکور به احتمال خیلی زیاد (برای من که اینطور بوده) پر استرس ترین روز زندگی شماست. هرچقدر بیشتر درس خونده باشید، بیشتر استرس خواهید داشت! شاید یک جمع بندی خوب بهتون کمک نکنه که استرس کمتری داشته باشید ولی مطمئنن یک جمع بندی بد استرستون رو میبره بالا. نه منطقن میتونید بشینید و درس بخونید و نه دلتون اجازه میده که درس نخونید! "چون فردا کنکور دارم!!!" ... از ساعت 6 بعد از ظهر به بعد استرستون رفته رفته زیادتر میشه و یه چیزی درست توی قفسه سینتون شروع میکنه به غلت خوردن!
اونایی که کنکور ریاضی میدن یه نکته منفی هم که دارن اینه که تجربی ها میان و در مورد سوالا اظهار نظر میکنن! من خودم یادمه که توی اینستاگرام یکی نوشته بود "ادبیاتش خیلی سخت بود" در حالی که پایینیش نوشته بود "ادبیات و عربیش خوب بودن ولی زبانش خیلی سخت بود..." توی اختصاصی ها هم معمولن همه یا میگفتن وقت کم آوردیم و سخت بود یا میگفتن آسون بود!
شمایی که فردا کنکور داری و استرس زیاده، بهت حق میدم! چون خیلی طبیعیه! اصلن نباید احساس نگرانی کنی! (با توجه به این مطلب که نمیشه جلوی استرس رو گرفت ولی میشه احساس نگرانی نکرد!) شمایی که قراره کنکور ریاضی بدی نباید به هیچ وجه به قضاوت های تجربی ها از سوالای کنکور فکر کنی! از کجا معلوم سطح سوالات شما با اونا یکی باشه؟ شاید اونی که گفته بود "ادبیاتش سخت بود" اصلن ادبیات نخونده ولی تو کامل خوندی؟! فکر کردن به سختی سوالای کنکور باعث میشه که ذهنت نتونه تمرکز کافی نداشته باشه و نتونی حتی سوالای راحتشو جواب بدی.
اصلن گیرم که سوالای یه درسی از کنکور سخت باشه، آیا فقط برای تو سخته؟ برای بغل دستیت سخت نیست؟ دلیلی برای نگرانی نیست! نتونستی به سوال جواب بدی؟ کنارش یه علامت بزن و برو سوال بعدی! شاید موقع حل کردن سوالای بعدی راه حل اون سوال به ذهنت برسه! نیازی به دلشوره نیست ...
تا جایی که من دیدم زیاد بودن افرادی که با بهانه های مذهبی و یا منطقی و یا با روش های مخصوص خودشون دلشورشون رو میاوردن پایین! دوستی داشتم که با نماز خوندن، دوست دیگری با گوش دادن به موزیک، یکی با کتاب خوندن، یکی با قدم زدن و بستنی خوردن، یکی با دونستن اینکه دیگه دلشوره کمکی بهش نمیکنه و بهتره که بره یکم بره بازی کنه دلشورشو آورد پایین. من خودم شخصن دو ساعت تمام (فک کنم ساعت 4 تا 6) با گوش دادن به "مونالایت" از بتهوون و گریه کردن خودمو آروم کردم.

اگه نتونید جلوی دلشورتون رو بگیرید احتمالن شب کنکور خوابتون نمیبره! و اگه خوابتون نبره خواب آلود میرید سر جلسه کنکور و این خیلی بده! توصیه اکید میکنم اگه تا قبل از این از قرص خواب استفاده نکردید، شب کنکور هم این کار رو نکنید چون مورد داشتیم طرف این کار رو کرده و سر جلسه کنکور با سر درد شدیدی مواجه شده که باعث شده نتونه تمرکز کنه.
سعی کنید آروم باشید ... چرا؟! روز بعد کنکور میفهمید ...

روز کنکور

شاید اغراق نباشه اگه بگیم عجیب ترین روز زندگی شما. صبح از خواب پا میشید و وسایلتونو برمیدارید و میرید به سمت حوزه. حوزه برگزاری آزمون معمولن دانشگاه یا جایی بسیار شبیه دانشگاهه. تقسیم بندی آزمون دهنده ها برای حوزه ها (حداقل برای ما در سال 95) بر اساس معدل امتحان نهایی بوده. کنکور ساعت 8 شروع میشه ولی خیلیا از ساعت 7 و حتی زودتر اونجا هستن. یه صف نسبتن بلندی هستش از در ورودی حوزه تا در ورودی محل برگزاری امتحان. توی دو مرحله شما رو بازرسی میکنن. یکی قبل از ورود به جایی که من اسمشو گذاشتم "برزخ" که جیبها و وسایتونو میگردن و یکی هم قبل از ورود به محل برگزاری که کارت ورود به جلستون رو بررسی میکنن. تا ساعت 7:45 توی صندلیتون نشستید. از اون به بعد به صدای ضبط شده ای با شما حرف میزنه. "داوطلبان گرامی سلام ... پیش از ارائه توضیحاتی در مورد آزمون گوشِ جان میسپاریم به آیاتی چند از کلام الله مجید ...."
توی این مدت که صدای تلاوت قرآن پخش میشه مراقب ها سوال ها رو پخش میکنن. هر دو بسته سوال اختصاصی و عمومی رو باهم دیگه پخش کردن که برای من (به شخصه) خیلی عجبی بود چون تا جایی که من میدونستم اول عمومی ها رو پخش میکنن بعد اختصاصی ها رو! سوال ها توی یه وکیومِ نایلونی قرار گرفتن و مستقیم روی میز ( و نه روی زمین) گذاشته میشن.  پس از 10 دقیقه تلاوت قرآن همون صدایِ ضبط شده میگه "برای سلامتی خانواده های شهدا، مقام معظم رهبری [به همراه خنده حضار!] و خودتان صلوات بفرستید." بعد اون صدا میگه "مراقبین محترم، اجرای بندِ 4( یا شایدم 5، نمیدونم یادم نیست دقیق)" که هیچ اتفاق خاصی نمیفته و حداقل من به شخصه نفهمیدم چرا گفتن اینو؟! بعد هر نیم ساعت یا یک و نیم ساعت بازم اینو تکرار میکردن ... به هر حال ...
اون صداهه راسِ ساعت هشت میگه "داوطلبان محترم، با نام و یاد خدا آغاز کنید." و بعدِ اون کنکور میدید. یک ساعت برای دروس عمومی وقت دارید و بعد اون، صداهه میگه "داوطلبان محترم، مهلت پاسخگویی به سوالات عمومی به پایان رسید، لطفاً نمونه سوالات عمومی خود را سمت راست صندلی خود قرار داده و بسته ی شامل نمونه سوالات اختصاصی خود را باز کنید." نکته ای که وجود داره و باید به اون دقت کنید اینه که مراقب ها میان و سوالای عمومی رو جمع میکنن!
در حینِ پاسخگویی به سوالات اختصاصی مراقب ها میان و عکسِ روی کارتِ ورود به جلستون رو با قیافتون تطبیق میدن و ازتون میخوان که یک تیکه کاغذ رو انگشت بزنید! (یادم نمیاد امضا گرفتن یا نه.) گذشتن حدودن چهار ساعت از آغاز رسمی کنکور اون صداهه یهویی میگه "وقتِ شما تمام شد"!
برای من خیلی عجیب بود ... تا جایی که من یادمه میگفتن که 5 یا 15 دقیقه قبلش میگن که مثلن فلانقدر مونده ولی برای ما خیلی یهویی گفتن!
به همین سادگی ... "وقتِ شما تمام شد" و تمام شد!

بعد کنکور

بعدِ کنکور؟ بعدِ کنکور برای آدم های مختلف فرق داره ولی به شخصه کم دیدم افرادی که موقع بیرون اومدن از سر جلسه خوشحال بودن. همه یه غمی داشتن. هم غم و هم خوشحالی ... اصلن نمیشه توصیفش کرد. دوران کنکور (برای افرادی مثل من که از خیلی وقت پیش شروع کردن به خوندن) خیلی دوران سختی بوده از یک طرف خوشحالی که تموم شد و از یه طرف ناراحتی بخاطر اون روز ها که گذشتن.
یک و نیم ماه بعد نتایج اولیه اعلام میشه و یک ماه بعد از اون نتایج نهایی رو اعلام میکنن. (باید اعتراف کنم که برای بعضی ها اون 10 روزی که برای انتخاب رشته مهلت میدن پر استرس ترین 10 روز کل زندگی من بوده به شخصه!)
برای بعضی ها تموم میشه ماجرای کنکور ولی برای اون دوستانی که میخوان پشت کنکور بمونن یک سال دیگه تکرار میشه ... ولی با این تفاوت که دیگه به اندازه سال اول سخت نیست ...
دوست عزیزم ... فارق از هر نتیجه ای که توی کنکور میگیری، فارغ از هر رتبه ای که میاری، فارغ از هر رشته ای که میخونی و هر دانشگاهی که میری، بالاخره یه روز تموم میشه. وقتی هم که تموم میشه به این نتیجه میرسی که ارزششو نداشت ...
ارزش اینهمه استرس و دلشوره و دلهره رو نداشت ...
ریلکس باش ...

فک کنم کافیه دیگه
فعلا!

نظرات (۲)

استرس منو نکشه
هیچ چی دیگه نمیکشه
همین
پاسخ:
آخرش به این نتیجه میرسی که کنکور یه امتحان 4 ساعته عادی بوده و دیگران الکی برات بزرگش کردن ...
استرسِ چی؟ کشکِ چی؟ دوغِ چی؟ ...
تزریقاتی؟ اقای معترض به زمین وزمان اقای روشن فکر
کاش یاد بگیریم بهم دیگه توهین نکنیم:)
پاسخ:
باور کنید این رو سر کلی که با بچه های تجربی دارم گفتم. شوخی بود زیاد جدی نگیرید! ;)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.