بهراد ایکس

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

بهراد ایکس

اگر می‌خواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم‌افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و این‌ها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر‌گذاری می‌نویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "بیوگرافی".

درضمن خوشحال می‌شوم که از این جعبه ی پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات
  • ۶ بهمن ۹۶، ۱۵:۱۳ - علی محمدی
    چطوری؟

کنکور نامه ، از کی شروع کنیم؟ روزی چقدر بخونیم؟

يكشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۱۷ ق.ظ

با سلام ، اگر پست های قبلی رو خونده باشید ، میدونید که من توی این سری پست ها خیلی صریح و بی پرده راجب کنکور با شما صحبت میکنم. توی این قسمت میخوایم راجب یک سوال مهم بحث کنیم ... از کی شروع کنیم به خوندن؟ هر روز چند ساعت بخونیم ؟

 

یک عده میگن از سال سوم ، یک عده میگن از مهر سال چهارم ، یک عده میگن از تابستون ، یک عده دیگه هم میگن که باید از سال دوم شروع میکردید ... ! در مورد ساعت مطالعه هم میگن که دیگه حداقلش هفت هشت ساعته ... حتی مورد داشتیم طرف میگفت روزی باید 16 ساعت درس بخونید ! این حرفیه که خیلی از مشاور(نما) ها میگن و پدر و مادر شما هم این حرفها رو باور میکنن و الکی بهتون فشار میارن! اما واقعیت چیه؟ بذارید راجب یک موضوع مهم صحبت کنیم و بعدش برمیگردیم...

کیفیت مطالعه یا کمیت مطالعه ؟

این بحثیه که خیلی ها راجبش حرف میزنن! تقریبن میشه گفت که جامعه ی بشری (!) توی این بحث به دو قسمت تقسیم میشه :

      دسته اول : این دسته میگن که کمیت مهم تر از کیفیته و هر چقدر بیشتر بخونید همون اندازه موفق ترید.

      دسته دوم : این دسته میگن که کمیت مهم نیست ، کیفیت مهمه! شما روزی (به جای هشت ساعت) سه ساعت بخون ولی عملی و با تمرکز کامل بخون! 

اما کدوم دسته راست میگن؟ واقعیت نشون داده که هیشکدوم!!!

کمیت و کیفیت دو بحث مجزا نیستن ، بلکه در واقع فرق چندانی ندارن! به عبارت بهتر ، کیفیت از کمیت به وجود میاد. شما تا زمانی که زیاد نخونید نمیتونید به مطالعه ی خودتون کیفیت ببخشید. بنابراین این که با روزی دو ساعت میشه یه رتبه ی خوب توی کنکور آورد بیشتر به توهم شبیهه تا واقعیت.


حالا چیکار کنیم؟

شما باید در وهله ی اول ساعت مطالعه ی خودتون رو افزایش بدید. اولش خیلی سخته ، ولی رفته رفته بهش عادت میکنید. بهترین کار برای این که به این نظم جدید عادت کنید، برنامه ریزیه! هر شب قبل از خواب برنامه ی فردای خودتون رو روی یک صفحه کاغذ (یا یه اپلیکیشن مثل Any.do) یادداشت کنید و خودتون رو موظف کنید که فردا باید حتما تمام کار های اون لیست رو انجام بدید. برای  خودتون جریمه و تشویق تعریف کنید. برای مثال من هر وقت به برنامم کامل عمل میکردم ، تماشای یک فیلم رو به خودم جایزه میدادم و هر موقع نمیتونستم به برنامم عمل کنم خوردن شربت از روی املت رو به عنوان جریمه انجام میدادم. (دوستان اهل دل میدونن که چه بلایی سر معده میاره ! )

یک نکته مهم : یکی از اشتباهاتی که خیلی ها انجام میدن اینه که توی شروع کار خیلی به خودشون فشار میارن. مطمئن باشید شمایی که روزی به زور سه ساعت درس میخوندید نمیتونید یهویی روزی 14 ساعت درس بخونید! باید ساعت مطالعه ی خودتون رو به تدریج افزایش بدید ، در غیر این صورت فوقِ فوقش یک هفته با این نظم جدید پیش میرید ، بعدش زده میشید!

 بگذارید همینجا به یک داستان واقعی اشاره کنم ، من روزی 7 الی 9 ساعت درس میخوندم ولی دوستی رو داشتم که ادعا میکرد روزی 11 الی 14 ساعت درس میخونه! (تقریبن دو برابر من!!) من همیشه به اون دوستم غبطه میخوردم که چطور ممکنه؟ چطور خسته نمیشه؟ چطور دووم میاره؟ در مقابل اون هم من بودم. من کسی هستم که بیشتر به نظام جزا اعتقاد دارم تا نظام پاداش! ممکن بود من تا دو ساعت و نیم فیزیک خونده باشم ولی توی سررسیدم (که حکم دفتر برنامه ریزی منو داشت) مینوشتم 2 ساعت! نمیدونم چرا این کار رو میکردم ، شاید فکر میکردم که این کار بهم فشار میاره تا بیشتر بخونم.

بعد مدتی (حدودن دو سه ماه) ، حوالی عید ، ما چند تا از بچه های زرنگ کلاس جمع شدیم و تصمیم گرفتیم با اجازه ی مدیر و ناظم ، بعضی از کلاس ها رو بپیچونیم! میرفتیم توی اتاق کنفرانس مدرسه و اونجا مطالعه میکردیم. اتفاقا اون دوستم هم جزو ما بود. باورم نمیشد تا به چشم خودم دیدم... 

توی یک ساعت و نیمی که ما توی اون اتاق بودیم ، فک کنم جمعن 20 دقیقه به کتاب نگاه کرد ، بقیشو مشغول فکر و خیال خودش بود! توی عالم هپروت سِیر میکرد و کتاب رو الکی جلوش باز کرده بود. اون موقع بود که فهمیدم 7 ساعت من از 14 ساعت اون بیشتره ... !


حالا چرا اینو گفتم؟ ممکنه یک عده از شما دوستان از مطلب بالا سوء برداشت کرده باشید. این که الکی کتاب رو جلوی خودتون باز کنید تا زمان هی بگذره بعد توی دفتر برنامه ریزی یادداشتش کنید ، هیچ فایده ای نداره ... هیچ فایده ای!


حالا برگردیم سر اصل مطلب ...

از کی شروع کنیم به خوندن؟

از نظر من و خیلی از افراد کاربلد ، تابستون سال چهارم بهترین وقت برای شروع کردنه. توی این سه ماه شما میتونید دروس پایه رو به انتخاب خودتون یک بار مرور کنید یا از اول بخونید. مطمئن باشید هر چه زود تر شروع کنید ، همونقدر راحت تر هستید! همچنین میتونید توی این سه ماه از افراد مطلع ، در مورد منابع پرس و جو کنید. این خیلی مهمه ، اگه شما یک منبع بد برای کنکور انتخاب کنید ، آخرش خودتون لطمه میبینید. سعی کنید حتما از یک مشاور یا یک فرد با تجربه در این باره صحبت کنید. 

من دیر کردم!

مطمئنم خیلی از افرادی که این پست رو میخونن ، دیر کردن! یعنی نتونستن از تابستون شروع کنن ؛ توصیه ی من به این دسته از دوستان اینه که از همین الآن شروع کنن! 

متاسفانه این جو تبلیغاتی که هی میگه باید از سال سوم و دوم شروع کنید شما رو درگیر استرس میکنه و هی این حس رو به شما تلقین میکنه که شما نمیتونید! این اشتباهه ، شما میتونید... 

بذارید اینو همینجا بهتون بگم ، همون مشاور هایی که میگن باید از سال دوم شروع کنید به درس خوندن و روزی 16 ساعت درس بخونید ، سه چهار ماه مونده به کنکور یک برنامه ای رو با عنوان «برنامه 100 روزه کنکور - تضمین قبولی پزشکی» رو میندازن به ملت! اونها الکی به این فضا جوّ الکی میدن تا به شما استرس وارد کنن تا شما نتونید موفق بشید. درگیر این افراد نشید. (در پست های بعدی در مورد استرس و این که چه افرادی ، چه درآمد هایی رو از همین استرس کسب میکنن حرف خواهم زد.) 

اما این رو بدونید ، هر چه بیشتر دیر کرده باشید ، بیشتر تحت فشار خواهید بود. اگه خیلی دیر کردید توصیه ی اکید من به شما اینه که در این مواقع از یک مشاور خوب کمک بگیرید. شما فرصتی برای آزمون و خطا ندارید.

روزی چقدر بخونیم؟

جوابش اینه که هرچقدر که میتونید! نمیشه یک عدد ثابت رو به عنوان ساعت مطالعه معرفی کرد ؛ چون شما روز هایی که مدرسه دارید نمیتونید بیشتر از 6 ساعت بخونید. سعی کنید طوری مطالعه کنید تا ساعت مطالعه ی شما تغییر نکنه. من خودم عمدا نمیذاشتم ساعت مطالعم از 9 ساعت بیشتر بشه ، چون میدونستم که اون موقع بیش از حد به خودم فشار میارم و بالاخرش خسته میشم. من تا دو هفته مونده به کنکور روزی 7 الی 8 ساعت مطالعه مفید (با همون نظام جزا که در بالا اشاره کردم) داشتم و افراد کمی تونستن مثل من بخونن.

خیلی از افرادی که من میشناختم و توی تابستون روزی 11 ساعت مطالعه میکردن ، توی ماه مهر درس رو به کل گذاشتن کنار! باورنکردنی به نظر میاد ولی اینطوری بود. چون هرچقدر اول کار به خودشون بیشتر فشار میاوردن ، بیشتر به لحاظ روحی خسته میشدن. به قول معروف :

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود             رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

خیلی از افراد هستن که طوفانی شروع میکنن و توی آزمون های آزمایشی مختلف رتبه های عالی کسب میکنن ، اما با گذشت زمان خبری ازشون نمیشه! انگار آب میشن میرن زیر زمین ... . مراقب باشید به عاقبت این افراد دچار نشید. اگه ساعت مطالعتون کمه ، اون رو به تدریج زیاد کنید و از انجام هر کار «جو زده» و «یهویی» اکیدن خودداری کنید! 

نکته خیلی مهم : کنکوری بودن هیچ منافاتی با تفریح داشتن نداره! کی گفته که یه کنکوری باید صبح تا شب خودتو توی یه اتاق حبس کنه؟ حتی بعضی از مشاورا به اون دسته از دوستان که خیلی زود از درس خوندن خسته میشن ، توصیه میکنن که برای تفریحشون هم برنامه ریزی داشته باشن! یعنی مثلا بگن که مثلا من قبل از خواب ، نیم ساعت به موسیقی مورد علاقم گوش میدم. فلان روز هفته میرم کوه و ... . توجه داشته باشید که نه افراط کنید و نه تفریط! راه کنکور راه کوتاهی نیست ، خودتون رو بیخودی عذاب ندید. 

روز هایی هستن که شما توی اون روز ها حالتون خوب نیست. شاید یه خبر بد شنیدین ، شاید توی یک آزمونی نتیجه ی بد گرفتید و خلاصه این که توی مود درس خوندن نیستید ، پس اون روز رو به خودتون استراحت بدید و سعی کنید مطالب انگیزشی بخونید و روحیه ی خودتون رو تقویت کنید تا فردا با انرژی بیشتر به رینگ مسابقات برگردید!


چند کلام با کسانی که زود شروع کرده اند ...

شما چه بخواید چه نخواید ، کنکور (بخاطر ماه رمضان) کِش پیدا کرده. این خیلی بده! شاید شما بگید که : «چرا بده؟ یک ماه بیشتر داریم برای درس خوندن!». خب شما تا حدودی درست میگید ولی نکته ای که شما اون رو نمیدونید «خستگیِ روحی»ـه! شما از یک جایی به بعد میبینید که دیگه نمیتونید ادامه بدید. میدونین که باید درس بخونین و اتفاقن دلتون هم میخواد که درس بخونید ولی نمیتونید! حس میکنید یک نیروی عجیب غریب شما رو به عقب هُل میده...!

دو سه ماه مونده به کنکور ، یک دورانیه به اسم دوران جمع بندی. مهم نیست از کی شروع کردید ، سال سوم یا مهر سال چهارم ، اگه درست و به موقع جمع بندی نکنید همه ی زحماتتون به هدر میره. 

تنها دلیل خستگی روحی ، حذف تفریحاته! همین ... ! اینی که فکر میکنید هرچقدر کمتر تفریح کنید ، همون اندازه بیشتر موفقید ناشی از جهل شماست. اگه برنامه ی روزانه شما صرفن درس خوندن و غذا خوردن و خوابیدنه ، شما یک سخت کوش نیستید ، شما یک جاهل هستید که فکر میکنید دارید توی مسیر درست قدم بر میدارید ولی در واقع مثل مازوخیست ها فقط به خودتون لطمه میزنید... ! روز های شما میشه عین هم و به لحاظ روحی خسته میشید ... ! شما میتونید هر روز بعد بیدار شدن با اپلیکیشن Duolingo یک زبان خارجی (مثلا آلمانی) رو یاد بگیرید. میتونید جمعه ها توی یک تایم مشخصی کتاب غیر درسی بخونید. میتونید با دوستاتون برید گردش و تفریح! 

تنها نکته ای که خیلی مهمه اینه که شما کنکوری هستید ، پس اولویت اول شما درسه نه تنها اولویت شما... چند ماه باقی مانده رو تحمل کنید و زیاد توی زمینه ی تفریح افراط و تفریط نکنید.

اصولن قبل انجام هر کاری به این فکر کنید که آیا انجام این کار به نفع منه یا به ضرر من؟ اون موقع میبینید که تصمیم درست رو گرفتید ...


به نظر من که این پست خیلی طولانی شد و از این بابت از شما عذر میخوام. منتظر پست های بعدی من در مورد «انگیزه و هدف» و «استرس» باشید. موفق هستید...

فعلن!


کنکور

نظرات (۴)

سلام بر بهراد عزیز
کاملاً باهات مخالفم!
یه روزی با گوشت و پوست حس می کنی که همه جا پارتی بازیه و کیفیت دانشگاه هم مهم نیست دیگه حتی. طرف از پیام نور یالغوزآباد کاردانی زنبورداری داره، معاونت فناوری اطلاعات استانداریه!!! . من دانشگاه تبریز (سراسری) خوندم کارشناسی (لیسانس) رو و فوق لیسانس هم آزاد شبستر که سومین دانشگاه برتر ایران از لحاظ گروه کامپیوتره! .
همه کار هم از دستم برمیاد تو رشته ی خودم، ولی افسوس.........
هرچی نوشتم حقیقت محضه
پاسخ:
فکر نمی کنید یکمی هم ایراد از خود شماست؟ فکر نمیکنید اگه فوق لیسانس رو توی تهران میخوندید و حین درس ، کمی هم حرفه رو دنبال میکردید ، الآن وضع بهتری داشتید؟ اینی که پارتی بازی هست رو قبول دارم ولی الآن وقتی ویخوان یکی رو استخدام کنن علاوه بر دانشگاه و سابقش به معدلش هم نگاه میکنن. 
جوری که من از حرفهای شما فهمیدم ، شما تنها باوری که دارید اینه که به شما ظلم شده و شما تقصیری نداشتید !
توی رشته ی کامپیوتر (تا جایی که من میدونم) اینهمه رویداد مختلف (مثل استارتاپ ویکند و... ) هستش که میشه از اون با افراد بیشتر و سرمایه گذار های مختلف آشنا شد. الآن شتابدهنده های متفاوتی هستن (مثل آواتک و فینوا و تریگ آپ و... ) که از ایده های تو و جدید حمایت میکنن. شما حتی میتونستید برای دوره کارشناسی ارشد برای خارج از کشور اپلای کنید. 
یکم روی این حرفتون فکر کنید ... «دانشگاه آزاد واحد شبستر سومین دانشگاه ایران از لحاظ گروه کامپیوتره ... » ، ینی شریف و امیر کبیر و تهران و علم و صنعت و... همه کشکن ؟ با این حساب دانشگاه آزاد واحد سوسنگرد هم چهارمین دانشگاه زیر گروه کامپیوتره ...

به هر حال من کسی نیستم که جسارت کنم شما رو قضاوت کنم ولی چیزی که تا الآن دیدم همینی بود که گفتم. امیدوارم ناراحت نشده باشید. 
بهراد جان من الان سومم و میشه گفت کمتر از 16 ماه دیگ کنکور دارم

دارم کنکور نامه هات رو میخونم : )

فقط امیدوارم اگ میشه راه ارتباطی جز بیان به من بدی تا بتونم سوالی داشته باشم رو مطرح کنم
پاسخ:
16 ماه خیلییه! ولی خوبه که از الآن به فکر کنکوری. امیدوارم بدون استرس بری جلو.
این ایمییل منه : behrad.khadem@gmail.com

  • دختر نقره ای
  • میشه گفت تقریبا همه ی کنکور نامه رو خوندم جز یکی یا دو پست. کامل و جامع و عین واقعیت چیزی. خیلی هاشو تجربه کردم و خب تمام حرف هاتون رو میشه گفت تا کسی تمام راه کنکور و نرفته باشه به این نتایج نمیرسه. ممنونم که این تجربیات و در اختیار ما گذاشتید. سوالی که.دارم اینه که، چالشی ترین درس برای من ادبیات هست و میشه گفت تا الان هیچی نخوندم. تنها چیزی هم که میشه گفت بلدم قرابت معنایی هست و همون درصدی رو هم که از ادبیات میارم معمولا فقط متعلق به قرابته. واقعا نمیدونم چیکار کنم.شما با ادبیات کنکور راحت کنار اومدید؟ زبان فارسی رو زدید؟!
    پاسخ:
    اره خیلی راحت با ادبیات کنار اومدم (چون توی کنکور میاد و چاره ی دیگه این داشتم) ولی عوضش پدرم در اومد! زبان فارسی رو زدم و توصیه میکنم شما هم بزنید. (معمولن از تبلیغات کردن خوشم نمیاد ولی دی وی دی زبان فارسی آقای عبدالمحمدی معجزه میکنه. من هر 4 تا تست زبان فارسی رو زدم و همشون هم درست بودن.)
    برای ادبیات هم دی وی دی های آقای عبدالمحمدی رو توصیه میکنم.
    توی زمینه قرابت هم به این روش عمل میکردم که تست های کنکور سال های پیش رو بررسی میکردم. چرا؟ چون معمولن مفاهیم محدودی از ابیات توی کنکور مورد توجه قرار میگیرن. مثلن ظاهر یک بیت ممکنه در مورد جوانی باشه ولی توی کنکور 4 بار توی مفهوم غنیمت شمردن عمر به کار رفته باشه. من اینا رو توی کتاب یادداشت میکردم و هی مرورشون میکردم.
    برای لغت و تاریخ ادبیات کتاب های لقمه رو "جویدم"!
    برای املا هم تست های کنکور رو بررسیشون کردم و لغت های سخت رو علامت میزدم. البته جدای از این کار آخر پاسخنامه ی ادبیات جامع کنکور خیلی سبز(که رایگانه و توی سایتش هم هست) رو میخوندم که خیلی کمکم کرد.
    فقط یه چیز که باید ازش حذر کنی، اساس قرار دادن تست های سنجشه. اونها معمولن (توی بخش قرابت خیلی محسوس تره) غلط زیاد دارن. تو باید فقط و فقط یک چیز رو اساس قرار بدی و اون هم کنکور سراسریه.
    مثلن میگم، ممکنه که کتاب درسی و کتاب فلان اسطوره ی ادبیات و دیوان اشعار حافظ بگه A ولی توی کنکور بگه B؛ باید B رو در نظر بگیری.
  • دختر نقره ای
  • اها. ممنونم کمک بزرگی.بود. سعی میکنم حتما استفاده کنم. اما نمیدونم اگر.بخوام از دی وی دی های اقای عبدالمحمدی استفاده کنم وقت میشه یا نه!
    پاسخ:
    خواهش میکنم ...
    زیاد طول نمیکشن. حوصله سر بر هم نیستن ...
    فقط چون ادبیات جزو درس های عمومی کنکوره و درس های عمومی عمومن حفظیاتن ممکنه زود به زود از دهنتون بپره که توصیه میکنم نوت برداری کنید.
    موفق باشید ..
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.