بهراد ایکس

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

نوشته‌های یک دانشجوی کنجکاو

بهراد ایکس

اگر می‌خواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم‌افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و این‌ها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر‌گذاری می‌نویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "بیوگرافی".

درضمن خوشحال می‌شوم که از این جعبه ی پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات

بالاخره تموم شد...

سه شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ق.ظ

باور نکردنیه! بالاخره پایان ترم اولین ترم دانشگاهمون رو دادیم تموم شد. البته این که چقدر بد بود نیازی به توضیح نداره! اولش که رفتیم دانشگاه میگفتیم الآن معدل الف (بالای 17 رو میگن الف) میشیم و ازمون تقدیر و اینا میشه؛ اما نمیدونم چی شد آخرش از این که مشروط (معدل پایین 12) نشدیم خوشحال بودیم! بالاخره ترم اول با همه ی خوبی ها و سختی هاش تموم شد و الآن یه مقدار وقت آزاد برام گیر اومده تا بتونم بیشتر براتون بنویسم.

دانشگاه جو خیلی باحالی داره، کلن با دبیرستان (که من خیلی میونه خوبی باهاش نداشتم) فرق میکنه. البته درسته که بعضی از استادا و درسا (مخصوصن درسای عمومی مذهبی) اذیت میکنن، ولی این که هوای همدیگه رو داریم خیلی باحاله. شاید یه روزی درباره دانشگاه براتون بنویسم ولی تا خودتون نبینیدش نمیفهمید من چی میگم!

هیچی دیگه در همین حد که بهانه آوردم براتون کافیه! فعلا ...


پ.ن 1: "دیدگاه اسلام در مورد الیناسیون (با خود بیگانگی) را از منظر اگزیستانسیالیسم شرح دهید." (انسان در اسلام :| )

پ.ن 2: آقا من هر کاری میکنم چیزی درباره کنکور نامه به ذهنم نمیاد که بنویسم، اگه ایده ای چیزی تو ذهنتونه بگید بهم.

پ.ن 3: چرا این نسل جدید انقد پیام خصوصی میده؟ آقا عمومیش کنین ملت ببینن شاید یه چیزی داشت که به دردشون خورد؛ ای بابا ...

کنکور نامه ، اشتباهات من

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ

با سلام! راستشو بخواین میخواستم توی این پست راجب سیزده به در سال 94 که تصمیم به خودکشی گرفتم و چرا خودکشی نکردم و اینا صحبت کنم، ولی دیدم بهتره که توی سالگرد این اتفاق براتون این تجربه رو بنویسم.  توی این پست میخوام راجب اشتباهاتی که من در دوران کنکور خودم انجام دادم حرف بزنم. خودم به شخصه معتقدم نصیحت کردن بی فایدست و تنها انتقال تجربست که به آدم کمک میکنه؛ منم میخوام همین کارو بکنم. امیدوارم شمایی که چه کنکوری چه پشت کنکوری هستی این اشتباهاتو تکرار نکنی. پس شروع کنیم ...

پیشنهاد :: فیلم V for Vendetta

شنبه, ۴ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ق.ظ

فیلمی به شدت انقلابی و نمادین که توصیه میکنم حتمن ببینیدش! فیلم در مورد کشور انگلستان در سال 2020 هستش که توی داستان حزب فاشیست "نورسفایر" به رهبری "آدام ساتلر" بر کشور حکومت میکنه. "وی" (با بازی هیو ویوینگ) ، قهرمان نقابدار داستان علیه حکومت "ساتلر" مبارزه میکنه و "ایوی" (با بازی ناتالی پورتمن) خیلی تصادفی با "وی" برخورد میکنه و کم کم با شخصیت و واقعیت "وی" آشنا میشه...

فیلم داستانی به شدت سیاسی داره و پُره از دیالوگ های جذاب که بعد از شنیدنشون به فکر فرو میرید. دیدن این فیلم رو به همه افرادی که دید نژادپرستانه یا پان نسبت به قومیت های مختلف یا دیدگاه تندرو نسبت به احزاب مختلف دارن، توصیه میکنم. داستان فیلم توسط برادران واچووسکی، نویسنده های سه گانه ماتریکس، نوشته شده و تونسته امتیاز 8.2 (از 10) رو توی IMDB به ثبت برسونه.

خلاصه حتمن ببینیدش!

پیشنهاد :: اثر مرکب و دیوانگان ثروت ساز

پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ق.ظ

توی ششمین قسمت از کنکور نامه راجب این که هدف چیه و چقدر مهمه که هدف داشته باشیم حرف زدم. اینبار خواستم کتاب هایی که بهم کمک کردن به این واقعیت برسم رو بهتون معرفی کنم. هر دوی این کتاب ها ترجمه شده هستند و توسط فردی به است «دارِن هاردی» نوشته شدن که مسئول مجله «Success» توی آمریکاست و تقریبن میشه گفت با همه ی ثروتمندان و افراد موفق توی دنیا مصاحبه کرده. این دو کتاب هم نتیجه این مصاحبه هاست و نویسنده با استناد به زندگی این افراد و بر اساس واقعیات این دو کتاب رو تالیف کرده.

کتاب «اثر مرکب» (همونطور که از اسمش پیداست) بیشتر راجب اثر مرکب و تاثیر اون توی زندگیتون حرف میزنه. کتاب به طوری روان ترجمه شده که بعد از شروع کردن به خوندن به دستاتون میچسبه و ناخودآگاه ساعتها مشغول خوندنش میشید! این کتاب تنها راه رسیدن به موفقیت رو بهتون میگه و بعد خوندنش شوکه میشید! بیشتر از این دیگه نمیخوام کتاب رو لوثش کنم بهتره خودتون بخونیدش.

کتاب «دیوانگان ثروت ساز» درواقع میشه گفت ادامه کتاب «اثر مرکب» هستش. توی این کتاب «دارن هاردی» به کمک شما میاد تا بتونید خودتون رو بلند کنید و برید به سمت موفقیت. خیلی هم رک و راست بهتون میگه که چی در انتظارتونه و هیچ خبری از هیجانات الکی و... نیست.

بهتره تا دیر نشده این کتابها رو بخونید تا بفهمید هدف چیه و چطور میشه به هدف رسید. امیدوارم ازشون لذت ببرید.

کنکور نامه ، هدف و انگیزه

دوشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ق.ظ

با سلام دوباره! توی این قسمت قراره راجب مهمترین چیز توی زندگیتون حرف بزنیم، هدف! هدف چیزیه که شما رو به جلو هُل میده و بهتون انگیزه میده ولی متاسفانه نظام آموزشی ما طوریه که هدف اصلن توش اولویت نیست! شما همینطوری ول شدین تا همه درس ها رو کامل بخونید و براشون تست بزنید! تقریبن اگه از همه کنکوری ها بپرسی هدفت چیه میگه هدفم اینه که از فلان دانشگاه قبول شم. آیا این هدفه؟ توی این مطلب راجبش بحث میکنیم!

یو نُو هَو آی فیل! (You Know how I feel!)

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۸:۳۷ ب.ظ


با سلام خدمت تک تکتون که نمیدونم هستین یا دارم برای خودم مینویسم این حجم از شعر و غزل رو. توی این چند ماه گذشته که مثلن قرار بود بترکونم و وبلاگ رو هی آپدیتش کنم، یا مشغول خر زدن برای میانترم بودم یا داشتم توی خوابگاه میخوابیدم! الآن هم بدبختانه آبله مرغون گرفتم و خوشبختانه برگشتم تبریز و از همین هوای برفی خدمتتون هستم.

راستیتش این چند ماه گذشته برای من خیلی عجیب بود! توی عمرم همچین روزهایی رو تجربه نکرده بودم. خوابگاه، شروع زندگی نیمه مستقل، تنهایی توی شهر غریب زندگی کردن، دانشگاه و کلی اتفاق دیگه که همشون خیلی عجیب بودن و حتمن یه روز همشون رو تک تک تایپ میکنم! (مخصوصن خوابگاه که خودم وقتی خاطراتشو مرور میکنم غش میکنم از خنده!)

در طی یه اتفاق نادر توییتر رو ول کردم! توش پر شده از آدم هایی که فقط ناله میکنن از این و اون و انرژی منفی میفرستن. منم دیدم حالم خوبه و نمیخوام بدتر بشه توییترو گذاشتم کنار. امیدوارم دیگه هیچوقت برنگردم توییتر ....

امروز هم خیلی حالم خوبه! هدفم جلومه و دیگه غصه چیزهایی که یا اهمیتی ندارن و یا نمیتونم تغییرشون بدم رو نمیخورم؛ عوضش فقط رو هدفم تمرکز دارم. خوشحالم که بر خلاف 99% جامعه بشری که همینطوری میرن جلو و منتظر روزگارن تا براشون تصمیم بگیره، برای خودم هدف و برنامه دارم. فقط تنهای چیزی که آزارم میده اینه که به قضاوتهای دیگران اهمیت میدم. ای کاش روزی برسه تا حرفها و قضاوتهای دیگران برای من مهم نباشه.

یه اتفاق دیگه ای هم که افتاد این بود که گرافیک دیزاین رو به کل ولش کردم. شاید بعدها دوباره برگردم بهش ولی فعلن زدم رو خط سالیدورکس و طراحی صنعتی! شاید باورتون نشه ولی طراحی سه بعدی خیلی باحال تر از دو بعدیه! تا وارد دنیاش نشید نمیفهمید چی میگم! تغییر دادن یهویی از فتوشاپ و ایلوستراتور به سالیدورکس یکم فشار زیادی روم وارد کرد ولی برای هدفت مجبوری خیلی چیزا رو تحمل کنی!

درضمن یه کامنتی چیزی بزارین بفهمیم هستین یا نه! به خدا ما نه شاخیم نه چیزی! ما هم میایم وبلاگتو میخونیم شاید لینک تو لینک و اینارم بکنیم. خلاصه این که اگه هستین هستیم! 

راستی اگه میخواین حالتون خوب شه اینو گوش بدین (کیفیا اصلیشو هم از اینجا دانلود کنید) :

 

 

پی نوشت 1 : خودم برای اولین بار توی اینترنت راجب راه حل مشکلی که توی پاراگراف چهارم بهش اشاره کردم گشتم و به اینا رسیدم. خیلی خوبن توصیه میکنم شما هم اینا رو بخونید! رو من که خیلی تاثیر گذار بودن.

کنکور نامه ، قلمچی ، دایه مهربان تر از مادر ؟

سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۴۴ ق.ظ

با سلام! قراره توی این پست در مورد قلمچی خیلی رک و بی پرده یک سری توضیحات رو به شما بگم که حاصل افکار و تجربیات منه که توی دوسالی که توی قلمچی بودم ، دیدم. توی این پست نه اغراق میبینید و نه تبلیغ ؛ صرفن واقعیات رو بیان میکنم. هم نکته های مثبت رو میگم و هم نکته های منفی. امیدوارم پیش از هرگونه قضاوت و ... ، اول مطلب رو کامل بخونید! برای این کار هم دو تا کار ساده انجام میدید : 1- هر چیزی که در مورد قلمچی  و تبلیغاتش شنیدید رو میدارید توی یک گوشه از ذهنتون 2- بعد از خوندن این مطلب ، اونا رو با هم مقایسشون میکنید. قبول؟ پس شروع کنیم !

  • ۸ نظر
  • ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۴۴

کنکور نامه ، جنگ بر سر استرس

دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۱۵ ب.ظ

با سلام. راستشو بخواین درستش این بود که اول راجب انگیزه و بعدش هم در مورد آزمون های آزمایشی و ... صحبت کنیم بعد وارد مقوله ی استرس بشیم. ولی از اونجایی که دونستن این مطلب واجب تره ، تصمیم گرفتیم اولش راجب استرس صحبت کنیم. البته بعد خوندن این پست خودتون متوجه میشید که این مطلب در واقع همه ی موضوعات رو پوشش میده. توی این پست قراره در مورد این که استرس چیه و چرا میاد صحبت کنیم. همچنین قراره بدونیم که چطوری افراد از استرس شما پول در میارن؟!؟

  • ۲ نظر
  • ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۱۵

کنکور نامه ، از کی شروع کنیم؟ روزی چقدر بخونیم؟

يكشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۱۷ ق.ظ

با سلام ، اگر پست های قبلی رو خونده باشید ، میدونید که من توی این سری پست ها خیلی صریح و بی پرده راجب کنکور با شما صحبت میکنم. توی این قسمت میخوایم راجب یک سوال مهم بحث کنیم ... از کی شروع کنیم به خوندن؟ هر روز چند ساعت بخونیم ؟

پیشنهاد :: فیلم LEON : The Professional

جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۱۶ ب.ظ

سلام. توی این روز ها که بازار فیلم های ایرانی و خارجی خیلی داغه ، فیلم های قدیمی خیلی کمتر به چشم میان و کسی سراغی از اونها نمیگیره! توی این پست قصد دارم فیلم LEON : The Professional رو برای شما دوستان معرفی کنم! 

این فیلم توی سال 1994 در امریکا ساخته شده و زندگی خلافکارای مواد مخدر رو به تصویر میکشه. اصل داستان هم مربوط به دختریه به اسم «ماتیلدا» (با بازی ناتالی پورتمن) که خونوادش توسط دار و دسته ی یک پلیس خلافکار به اسم «استنسفیلد» (با بازی گری اولد من) کشته میشن و اون برای نجات زندگیش به یک قاتل (یا به قول خود فیلم «پاک کننده») به اسم «لئون» (با بازی ژان رنو) پناه میبره ... 

داستان فوق العاده جالبی داره و با این که فیلم خیلی قدیمیه ولی واقعن خوبه. (حداقل بهتر از این فیلمای کمیک مزخرفه ... ) این فیلم امتیاز 8.6 (از 10 ) رو توی IMDB کسب کرده و توجه منتقدین رو به خودش جلب کرده.

توجه داشته باشید که این فیلم چندان خانوادگی نیست و فساد جامعه رو بدون اغراق بیان میکنه. (نگران نباشید صحنه دار نیست...!)


لینک دانلود فایل تورنت (برای نرم افزار بیت تورنت)

کنکور نامه ، کمی درباره ی کنکور

جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۲۲ ب.ظ

با سلام! توی این مطلب قراره که کمی درباره ی کنکور و این که چی هست و چه میکنه و شما چی میشید صحبت کنیم. پس شروع کنیم!

کنکور نامه ، آینه ی اشتباهات من

جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۴۴ ب.ظ

اگه بخوام بدون مقدمه وارد اصل مطلب بشم ، من رتبه ی چندان خوبی توی کنکور نیاوردم! با این که تلاش زیادی برای رسیدم به هدفم کردم اما چند اشتباه ساده باعث شد که من نتونم نتیجه ای رو که لایقشم رو کسب کنم! الآن حدودا یک ماه از کنکور من گذشته و الآن که فکر میکنم ، میبینم که بهتره که این اشتباهات رو با شما به اشتراک بگذارم! در طی روز ها و هفته های آینده من به چندین سوال مختلف و ابهام پاسخ میدم و شما هم میتونید سوالات خودتون رو از بخش نظرات بپرسید ، در حد توانم جواب میدم.

در طی این پست ها صرفا تجربیات خودم و چیز هایی که واقعن هستند رو توضیح میدم و کاری به گفته ها و تخیلات سایر دوستان ندارم ؛ گفته ی سایر دوستان به نوبه ی خودشون متین و محترمه ولی من صرفن دانسته های خودم رو مینویسم. 

این که آیا تبلیغات های تلویزیونی واقعا درستند؟ آیا واقعا باید برای کنکور DVD های چند میلیونی موسسات مختلف رو بخریم؟ باید کلی خرج کتاب و کلاس کنکور کنیم؟ آیا توی این مسیر به مشاور نیاز داریم؟ اصلن از کی باید برای کنکور شروع کنیم؟ و کلی سوال مهم دیگه ... !

منتظر پست های بعدی من باشید! فعلا ... !

  • ۰ نظر
  • ۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۴۴

تولد دوباره

پنجشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۱۷ ب.ظ

با سلام ! 11 ماه و خوردی گذشت و من برگشتم ! 

نمیدونم چی میشه گفت ، نمیدونم چیکار میشه کرد .... . درست سه ساعت پیش کنکور رو دادیم رفت و هم خوشحالم هم ناراحت! خوشحالم از این بابت که از زندگی نباتی میام بیرون و به زندگی نرمال و عاددیم برمیگردم و ناراحت از این که قد تلاشم نتیجه نخواهم گرفت! اونهمه درس اونهمه چک نویس اونهمه کتاب آخرشم هیچی ! 

اما چیکارش میشه کرد دیگه تموم شد و من موندم و یه زندگی ...

از این به بعد سعی میکنم توی زندگیم هدف گذاری داشته باشم و از این هپل و هپو بودن بیام بیرون. (البته بعید بدونم دیگه اون آدم سابق شم ...! )

از این به بعد سعی میکنم هی به خودم بگم که «کنکور پایان زندگی نیست» و «دائما یکسان نباشد حال دوران ، غم مخور» !

از این به بعد درمورد کنکور هم مینویسم تا تجربیاتمو در اختیار شما عزیزان قرار بدم و شما مث من نشید! و مطمئنم که یک رو زانتقام جوونیِ از دست رفتمو از این مملکت میگیرم ...

از این به بعد میخوام بیشتر کتاب غیر درسی بخونم ، به نظم بعضی کتابها مثل کتاب «راز» یا «صد سال تنهایی» یا «بیشعوری» کتابای جالبی میان و میخوام بخونمشون ... !

از این به بعد میخوام لذت ذنیا رو ببرم و شاد باشم ! شادِ شاد!

و در پایان : 

«دائماً یکسان نباشد حال دوران ... غم مخور!» 

اگر بار گران بودیم ، رفتیم ... !

دوشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۴۹ ق.ظ

با سلام! آخرین مطلبی که نوشتم مهر سال قبل بود ، الآن مهر سال بعده ! دقیقا یک سال گذشت ... ! این یک سالی که گذشت برای من پر بود از تجربه ، دردسر ، درس ، دردسر ، بدبختی ، دردسر ، امتحانات نهایی ، دردسر ، قلم چی ، دردسر و خلاصه پر از درد سر بود و به همین علت نه تونستم وقت کنم وبلاگم رو آپدیت کنم و نه تونستم درست و حسابی توی علمدان مطلب بنویسم. 

توی این یک سال خیلی تغییر کردم ... خیلی تغییرات بزرگ که وقتی بهشون نگاه میکنم به این نتیجه میرسم که هرکسی باید هر چی که توی ذهنشه رو یکبار مرور کنه و به پای کرسی منطق بنشونه و تعصب رو بذاره کنار و بیشتر به وادی انسانیت نزدیک شه تا بقیه چیزا ...

الآن هم که پست میذارم فک نکنید برگشتما ... ! این پست خداحافظیه تا 24 تیر سال دیگه ! وقتی کنکور رو دادیم و از شرش خلاص شدیم کلی برنامه داریم ! از لاغر کردن بگیر تا ساختن پادکست برای بهراد ایکس ! درسته که هدفم مکانیک دانشگاه شریف ولی بعید بدونم آینده من (و خیلیای دیگه) توی درس باشه ، من بیشتر تمایل دارم آینده خودمو تو عرصه وب رقم بزنم تا درس ! 

برای همین شابد بهراد ایکس تغییر ماهیت بده و از «خط خطی های یه بیکار» تبدیل شه به «خطی خطی های یک توسعه دهنده وب» ! علمدان فعلا بستس ولی بعدا دوباره باز میشه ؛ اینبار قدرتمند تر و با شکوه تر از قبل میشه (قول میدم ! ) !

توی این مدتی که نیستم فک کنم 90 درصد اوقات بیداریم صرف درس بشه (البته اگه اینستا رو پاکش کنم ... ) و میدونم که خیلی سخته (ولی چیکار میشه کرد؟ ) ... ولی جاره ای نیست و باید این راه رو بریم (بالاخره شتریه که دم خونه همه ماها میشینه ...) . سعی میکنم توی این یک سال بیشتر امیدوار باشم تا افسرده ( البته میدونم که جای هیج امیدواری نیست ولی چیکارش میشه کرد ...) ...

خلاصه اگر بار گران بودیم ... رفتیم ... ! از الآن فعلا تا یه سال دیگه ( البته یه سال که نه ، 10 ماه ... ) ...


اگر ناامید هستید به این آهنگ از گروه «بزرگ» به اسم «بیتاب» گوش بدید ... امیدوارم تأثیر گذار باشه براتون ... (اگه کیفیتش کمه ایراد از من نیست و خود بیان کیفیتش رو میاره پایین ... کیفیت اصلیش رو از اینجا دانلودش کنید )

نیست این آسون نه ... دیگه بسه ها رفتن 

آزادم ... بال دارم جام بالاست من ...

من واسه این کار زاده شدم ... من اینبار آماده شدم 

من واسه این کار ساخته شدم  ... من بیتاب ... بیتابم ...

 
 
  • ۱ نظر
  • ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۴۹

دین و زندگی - یک جنایت سازمان یافته!

پنجشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ۰۹:۰۲ ب.ظ
با سلام! میدونم خیلی وقته نبودم و دلتون حسابی برام تنگ شده! (اوج اعتماد به نفس) 
راستیتش من امسال میرم سال سوم دبیرستان و چون سمپادیم (پرچم بالاست) باید کلی خر بزنم واسه همین شاید به زور برسم سایتم علمدان رو آپدیتش کنم شاید وقت نکنم به "بهراد ایکس" درست و درمون برسم ... اگه یه وقت آمدید نبودیم به بزرگی خودتون ببخشید ... ♥ حالا بریم سر اصل مطلب!

راستیَتش از وسطای جنگ کتاب دینی سالهای دبیرستان اسم خودش رو به "دین و زندگی" تغییر داد و همون مطالب نسبتاً ساده ای بود که از دوم ابتدایی هی تو گوشمون میخوندن ... تنها تفاوت عمدش "کنکور" بود و بس ...
شاید باورتون نشه ولی تا سال 83 سوالات کنکور خیلی راحت بودن ... در حدی که اگه شما یخورده از اون چیزایی که خوندید رو به یاد داشته باشید میتونید همشونو درست جواب بدید ... مثلا یه نمونه از سوالات اینه : امام عسن عسگری چن سال امامت کرد؟ 6 :|

طوفان پس از آرامش

اما بعد از سال 83 به طرز وحشتناکی هم سوالات و هم کتاب دین و زندگی پیچیده شد به طوری که کلاسای دین و زندگی به حوزه شبیه شد تا مدرسه و کتاب رو پر کردن از آیه ... آیه هایی که هرکدوم 3-4 تایی پیام (با بد ترین نوع نوشتار و کلمات عجیب غریب) دارن و بد تر از همه ی اینها توی هر کنکور حداقل 18 تا از این آیه ها میاد ... 
حالا اینی که این 18 تا زیاده یا کمه زیاد مسئله ای نیست ... مسئله اینه که شما باید همه ی پیام های آیات سال های 1 2 3 دبیرستان رو به همراه آیاتش به خاطر داشته باشید ... با یه حساب سر انگشتی میشه فهمید که شما باید حدودا 200 تا آیه ی ناقابل رو با تمامی جزئیات و مخلفات حفظ کنید ...

تازه این تمام ماجرا نیست و کلی بخش دیگه مونده ... یکیش که از بقیه اعصاب خورد کن تره سوالات متنن ... متن رو هم که قربونش برم طوری نوشتن که انگار داریم وصیت نامه ی قرقره میرزا ی قاجار که مال 250 سالیشه رو میخونیم ... تازه اگر هم بتونیم بخونیم نمیتونیم بفهمیمشون از بس که پیچیدن :| تازه اگه تعدادشون کم بود باز یه چیزی اما از هر درس راحت 20 تا سوال در میاد :|

حالا یه چیز دیگه بد تر از همه ی اینها هست و اون هم اینه که ضریب سوالات دین و زندگی 3 هستش ! (قابل توجه کسایی که نمیدونن : ضریب سوالات ریاضی 4 و فیزیک 3 هستش) یعنی چه؟ مگه ما میخوایم آخوند شیم؟ اگه سوالاتش درست و حسابی بود بازم یه چیزی اما میبینی روی سوال 3 سطره و جوابها هم هرکدوم 1.5 سطر! 

اصن با عقل جور در نمیاد! منی که میخوام مهندس مکانیک این مملکت رو بخونم باید اولویت اولم فیزیک باشه اما وقتی میبینم که ضرایب فیزیک و دین و زندگی برابرن کجبورم از وقت فیزیکم بزنم و دین و زندگی بخونم. (اونم اگه بتونم ... )

نتایج این کار چی میشه؟

خیلی سادست! بسیاری از افراد که توی فیزیک و ریاضی و زیست شناسی  استعداد دارن و دین و زندگی رو "کم" میخونن به طور نا عادلانه از گردونه ی کنکور و دانشگاه های برتر (مثل شریف و تهران و... ) حذف میشن اما کسایی به این دانشگاه ها راه پیدا میکنن که اساساً پایه ی دروس تخصصی شون متوسطه ولی به لطف دین و زندگی و عربی به جا هایی میرن که لیاقتشون اونجا ها نیست! 
اصلا منطقی نیست! یه مهندس مکانیک چرا باید فرق بین دایت تشریعی و اون یکی که یادم نیست رو بدونه؟ مگه به کارش میاد؟ 
از طرفی برخی مجموعه ها و معلم ها مثل کنکور آسان است و این کوفت زهر مار ها دندون تیز میکنن تا از گفتن نکات کنکوری و این چیزا برای دین و زندگی پول به جیب بزنن ...

شما باشید اسم این کار رو چی میذارید؟ چرا باید یک همچین خیانتی در حق این مملکت صورت بگیره؟ خیانت نه ... یه اسم بهتر براش هست ... جنایت ...


شما چه نظری دارید؟ آیا با نظر من مخالفید؟ نظر بدید! ممنونم!


هشتگ (#) چیست و چه کاربردی دارد؟

چهارشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۴۶ ب.ظ

با سلام ، شاید باورتون نشه ولی من قراره از این به بعد یک سری آموزش های مبتدی رو توی این وبلاگ بذارم امیدوارم که به کارتون بیاد. خواستم از "هشتگ" (به انگلیسی Hashtag) شروع کنم که این روزا باید این چیزا رو دونست. توی شبکه های اجتماعی بزرگ مثل فیسبوک یا توییتر امکان اینکه پست های ارسالی رو موضوع بندی کنید وجود نداره. مثلا نمیتونید موضوعی به نام اقتصاد رو داشته باشید و برای اون پست بدید. به همین علت مدیران این شبکه ها تصمیم گرفتن از چیزی به نام "هَشتَگ" استفاده کنن. طریقه ی کارش هم بسیار ساده هستش ... شما یک # (بخونیدش = شارپ) ایجاد میکنید و بعدش کلمه ای که میخواین راجبش بنویسید رو قرار میدید. مثلا #اقتصاد . 

به نمونه زیر از فیسبوک دقت کنید :

شما با کلیک کردن بر روی این تگ ها ، میتوانید تمامی پست هایی را که با این اسم ها تگ شده اند را ببینید. به همین سادگی!

این هشتگ ها میتوانند در هر موضوعی باشند. اگثر این هشتگ ها مناسبتی اند و برای یک دوران خاصی به کار میروند. برای مثال در ماجرای ربوده شدن 200 دختر نیجریه ای توسط بوکوحرام ، هشتگی با نام #BringBackOurGirls رایج شد که حتی میشل اوباما (همسر باراک) و بازیگران مشهور و مطرح نیز در آن شرکت کردند. شما میتوانید هشتگ های استفاده شده و معروف در سایت های "hashtags.org" و "wthashtag.com" مشاهده کنید! 


فعلا!

تولدم مبارک...

دوشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۳:۳۲ ب.ظ

امروز دیگه 16 سالمه ...

اما تنها تر از همیشه ام ...

تولدم مبارک...

کامنت خاموش...

  • ۰۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۳۲

سال نو یعنی تو ...

پنجشنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۲، ۰۴:۲۴ ب.ظ

با سلام ... سال 92 با همه ی بدبختی های رنگارنگش به سر رسید ... امیدوارم سال دیگه سال خوبی برای همه باشه!

این آرتورک کوچیک هم توسط خود بنده ساخته شده ... کپیش هم کنید ایراد نداره ...

درضمن ... یه آهنگی بود که خواستم بذارم تا همه بشنون ... اثر محسن چاوشیه و خیلی زیباست ... حتما بشنوید ...

سال نو یعنی تو ... 

وقتی که از در تو میای ... 

نذر کردم امشب ... 

سفره چیدم که بیای ...





(بابت کیفیت کمش ببخشید ... اگه میخواید کیفیت اصلیشو بشنوید اینجا کلیک کنید!)

معدل!

پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ۰۷:۰۶ ب.ظ

با سلام .. کارنامه هامون رو دادن! به نظرتون معدلمون چطوره؟

اگه خواستین معدل خودتونم بگین!

مرسی ♥

پ.ن.1 : دنبال یه قالب جدیدم! از این قالب خسته شدم!

پ.ن.2 : اوه اوه ... یاس یه دونه تراک داده یه دونست! {لینک دانلود}

پ.ن.3 : میخوام برم کلاس رباتیک!

بلاگفا و مشکلاتش!

جمعه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۳۳ ق.ظ

با سلام و خسته نباشید خدمت همه ی شما هایی که تو وسط تابستون حوصلتون مثل من سر رفته! والا من تصورم از تابستون این نبود! خعلی کسل کنندس! حالا بگذریم ...


این دومین انتقاد من به سیستم بلاگفاست ! و از همتون خواهش دارم که تا تهش رو بخونین! چون مهمه!


چند روز قبل این خبر به دستم رسید که مدیر بلاگفا رو دستگیرش کردن! و اون هم قراره که تغییرات کلی رو ساختار کلی بلاگفا بده! (برای این خبر منبع خوبی پیدا نکردم ولی تا همین اندازه میدونم که حقیقت داره!)


تازه  بر طبق این سیاست های جدید تمامی وبلاگ هاش شخصی بلاک میشن!!


مدیر بلاگفا یک فردیه به اسم علیرضا شیرازی که تا حالا چندین بار به خاطر همین موضوع دستگیر شده و پاش گیره و به همین علت نمیتونه زیاد برای پیشرفت بلاگفا سعی کنه! واسه همینه که انقدر عقبه و نمیتونه کاربرانش رو راضی نگه داره! ولی حالا چی کار کنیم بهتره؟

پشنهاد من ( طبق معمول همیشه :دی ) بلاگ بیانه به چند دلیل:


1- داشتن محیط پیشرفته در عین سادگی! : مثل این که دارین با وردپرس کار میکنین و یا شایدم بهتر! 


2- پشتیبانی فوق العاده قوی : ممکن نیست که شما یه تیکت برای اونها بفرستین و اون ها در عرض دو روز به شما جواب ندن!


3-سر راست بودن آدرس دامنش! : blog.ir به همین  سادگی و به همین خوشمزگی!


4- زیر مجموعه ای خدمات بیان هستش! : این یعنی شما با عضیت در بیان هم میتونین از بیان باکس ( که سه گیگ فضای رایگان میده ) و هد ( که سرویس ایمیل دهیشه ) و سلام ( که موتور جست و جو گر فوق العاده ای هست ) و همچنین بلاگ ( که سه ساعته دارم براش ضر میزنم!) استفاده کنید!


5- امنیت فوق العاده بالا! : امنیت این مجموعه به گونه ای بالاست که شما امکان نداره که هک بشید!

و چند تا دلیل دیگه شما ازش سر در نمیارید!


پس همین حالا برید توش ثبت نام کنید!( برای انتقال به صفحه ی ثبت نام بر روی اینجا کلیک کنید)

در ادامه ی مطلب هم چند تا عکس از محیطش گذاشتم که خودتون برید ببینید چیه! آدم فکش هنگ میکنه! 

پس فعلا!


تولدم مبارک!

يكشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۳:۱۰ ب.ظ

با سلام

امروز روز خاصیه واسم

 15 سال پیش تو این موقع من به دنیا اومدم :دی

هیچی دیگه...تولدم مبارک! 

منتظر کامنتاتون هستم! اگه یکم دیر تایید شدن معذرت میخوام!

نوروزتون مبارک...

پنجشنبه, ۱ فروردين ۱۳۹۲، ۰۲:۳۰ ق.ظ

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

 از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل بر افروزی

 نوروز مبارک

  • ۶ نظر
  • ۰۱ فروردين ۹۲ ، ۰۲:۳۰

من منتقل شدم!

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۱، ۰۷:۳۰ ب.ظ

میدونم کار احمقانه ایه که این وبلاگ با پیج رنک 2 رو ول کنم و بچسبم به بلاگ جدید ولی یه نکته ی بزرگ هست که همگی باید بدونین...

امنیت شرط اول وبلاگ نویسیه!

متاسفانه بلاگفا از امنیت کافی برخوردار نیست...چون پروتکول SSL نداره و این امر کار رو برای هکر های حرفه ای آسونتر کرده!

شما شاید متوجه نشین ولی بلاگفا اکثر مواقع تحت حمله ی هکراست! خود فرد سورنا که این روزا غوغا کرده بود گفته که هدف بعدش بعد از سرویس سایت ساز "رزبلاگ" بلاگفاست! و قراره یه اتفاق بزرگ بیفته! ولی چیه نمی دونم ولی عاملش قراره همین سورنا باشه....

اما الآن کجا امنه؟

اینم سوال بزرگیه که الآن کجا امنه؟  باید خدمتتون عرض کنم اونی که هزینه بیشتری برای سرویسش گذاشته بهتره! من سرویس وبلاگ دهی بیان رو به شما پیشنهاد می کنم! 


blog.ir


این سرویس مال شرکت بیان هستش که این روزا خیلی مشهور شده! خیلی هم امنه! خودشم امکاناتش بالاست و آدم وقتی باهاش کار می کنه فک می کنه که داره با وردپرس کار میکنه!

در ضمن پروتکل SSL هم داره...ینی با HTTPS میتوونین وارد وبلاگتون بشین که خدمت بزرگیه! بهش میگن ورود امن! و یه امکان محشرش هم اینه که میتونین تمامی مطالبتون رو..با تمامی نظرات و برچسب هاش منتقل کنین به وبلاگتون توی بیان! 

و کلام آخر این که من رفتم رو وبلاگ بیان....اونایی که میخوان لینک بشن بیان اونجا و تو نظرات اعلم آمادگی کنن!!! خخخخخ